تبلیغات
یوسف گمگشته - ایرانیان و آغاز زمینه سازى براى ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام

یوسف گمگشته

عاشقان و منتظران حضرت قائم(عج)

ایرانیان و آغاز زمینه سازى براى ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام
روایات مربوط به قم و مرد موعود این شهر
از زمره روایات ظهور، به پا خاستن مردى از قم و یاران وى است، از امام كاظم، علیه‏السلام، روایت‏شده است كه فرمود:
مردى از قم، مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كند، افرادى گرد او جمع مى‏شوند كه قلبهایشان همچون پاره‏هاى آهن ستبر است كه بادهاى تند حوادث، آنان را نمى‏لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمى‏ترسند اعتماد آنان بر خداست و سرانجام كار از آن پرهیزكاران است. (1)
و همچنین مطالب بعد از آن مربوط به قم است.
نكته قابل توجه این است كه، امام، علیه‏السلام، در روایت، تعبیر به «مردى از قم‏» نموده و نفرموده است از اهل قم، مى‏توان این جمله را بر امام خمینى تطبیق داد. چه اینكه ایشان اهل خمین و ساكن قم مى‏باشند و اینكه او «مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كند» نه فقط اهل قم و یا اهل مشرق زمین را. و به اینكه بادهاى تند كینه‏توزى دشمنان و یا جنگ و درگیریها كه براى وى و طرفدارانش پیش مى‏آید، همچنان مقاوم مى‏ایستند و مبارزه مى‏كنند و هیچ تزلزلى به خود راه نمى‏دهند.
روایت، زمان وجود این مرد را كه به آن بشارت داده شده مشخص نكرده است اما در تاریخ قم و ایران چنین شخصیت و یارانى داراى این صفات برجسته، قبل از امام خمینى و طرفدارانش بى‏سابقه بوده است... البته احتمال اینكه این روایت ناقص باشد وجود دارد و یا اینكه امام آن را به مناسبتى فرموده‏اند، همین روایت را صاحب بحارالانوار، از كتاب تاریخ قم نوشته «حسن بن محمد بن الحسن قمى‏» كه هزار سال پیش آن را تالیف نموده است نقل كرده كه متاسفانه نسخه آن كتاب یافت نمى‏شود.
گاه گفته مى‏شود: درست است كه در تاریخ قم و ایران ظاهر شدن چنین مرد وعده داده شده‏اى را با یارانى داراى این صفات برجسته، كسى سراغ نداشته است... اما دلیلى هم نداریم كه این روایت، منطبق بر امام خمینى و طرفداران وى باشد شاید منظور مرد دیگر و یاران دیگرى باشد كه در عصر و زمان ما ظاهر خواهند شد و یا اینكه بعد از مدتى طولانى و یا كوتاه خواهند آمد...
پاسخ: آرى درست است كه در روایت، آنگونه كه بیان كردیم زمان این پیشامد مشخص و روشن نشده است اما مجموعه صفاتى كه در روایت آمده، به علاوه آنچه كه در روایات متعدد دیگر، پیرامون قم و ایران وارد شده است موجب اطمینان این معناست كه مراد از صفات یاد شده، امام خمینى و یاران وى‏اند... بنابراین اگر پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و امامان، علیهم‏السلام، به حادثه و پیشامدى خبر دادند كه منطبق بر وضع موجود باشد، معقول نیست كه از آن چشم‏پوشى نموده و آن را بر قضیه و حادثه‏اى مشابه آن و یا واضحتر، كه وعده پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و اهل بیت او بر آن منطبق شود، حمل نماییم.
از روایاتى كه درباره قم و برترى و آینده آن از اهل بیت، علیهم‏السلام، نقل شده است‏بخوبى روشن است كه این شهر نزد آن بزرگواران از ارزش و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است، بلكه مى‏توان گفت مؤسس و بنیانگذار این شهر و طرح و ایجاد آن در قلب ایران در سال‏73 ق. به دست‏با كفایت امام باقر، علیه‏السلام، بوده است كه بعد از آن نسبت‏به این شهر نایت‏خاصى داشته‏اند. و آنان با دانشى كه از جد بزرگوارشان داشته‏اند، خبر داده‏اند كه در آینده، این شهر مقدس از جایگاهى والا برخوردار خواهد شد و اهالى این شهر، از یاران باوفاى حضرت مهدى، ارواحنا فداه، خواهند بود.
برخى روایات، تصریح دارد به اینكه فلسفه نامگذارى این شهر مقدس به قم مناسب با نام حضرت مهدى كه قائم بحق است مى‏باشد و مناسب با قیام و به پا ساختن اهل قم و منطقه جغرافیایى آن شهر در زمینه‏سازى و یارى نمودن آن حضرت است. از طرفى وجود یك آبادى، در نزدیكى این شهر در زمان تاسیس آن به نام «كمندان‏» و یا «كمد»، به این معنى نیست كه در نامگذارى به «قم‏» عربى بودن این كلمه ملاحظه نشده است، جز این مناسبت كه نام آن قم گذاشته شده و یا تغییر و دگرگونى در نام فارسى آن به وجود آمده است‏بویژه زمانى كه تاسیس این شهر از ناحیه علما و روایت‏كنندگان حدیث، از امام باقر و صادق، علیهماالسلام، و زیر نظر آن دو بزرگوار بوده است.
«عفان بصرى‏» از امام صادق، علیه‏السلام، روایت كرده كه گفت:
امام، علیه‏السلام، به من فرمود: آیا مى‏دانى از چه رو این شهر را قم مى‏نامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‏ترند فرمود: همانا قم نامگذارى شده براى اینكه اهل قم، اطراف قائم، علیه‏السلام، گرد آمده و با وى قیام مى‏نمایند و در كنار او ثابت قدم مانده و او را یارى مى‏كنند. (2)
این روایت، و امثال آن قرینه‏هایى هستند بر اینكه آغاز تاسیس شهر مقدس قم توسط «عبدالله‏» پسر «مالك اشعرى‏» و برادرش «احوص‏» و هواداران آنان كه همگى از یاران خاص امام باقر، علیه‏السلام، و راویان حدیث آن بزرگوار بوده‏اند همه اینها موجب این اطمینان است كه تاسیس این شهر به امر امام باقر، علیه‏السلام، بوده است و این نام را آن حضرت براى این شهر انتخاب فرموده‏اند.
نام قم در روایات به صیغه مذكر به معنى «بلد سرزمین‏» و به صیغه مؤنث «بلدة شهر» آمده است این كلمه (قم) هم قابل صرف كردن است و هم به صورت غیر منصرف به كار مى‏رود.
ظاهر برخى روایات این است كه امامان، علیهم‏السلام، نسبت‏به شهر قم عنایت‏خاصى داشته‏اند و مفهومى را برتر و وسیعتر از یك شهر و توابع آن، به این شهر بخشیده‏اند، لذا نام این شهر را به معناى خط و روش و اسلوب قم، نسبت‏به ولایت اهل‏بیت، علیهم‏السلام، و قیام آنان با مهدى آل پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، به كار برده‏اند. عده‏اى از بزرگان رى نقل كرده‏اند كه حضور امام صادق، علیه‏السلام، رسیدند و:
عرض كردند، ما از اهل رى هستیم كه خدمت رسیده‏ایم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما، سپس عرض كردند ما اهل رى هستیم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما. مجددا عرض كردند: ما اهالى رى هستیم، امام نیز كلام اول خود را تكرار كرد، آنان گفته خود را چندبار یادآور شدند، امام نیز مانند اول آنان را پاسخ داد و چنین فرمود: خداوند داراى حرمى است كه عبارت است از مكه مكرمه و پیامبر داراى حرمى است و آن مدینه منوره است و امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، داراى حرمى است كه كوفه است و ما اهل‏بیت نیز داراى حرمى هستیم كه آن شهر قم است، بزودى بانویى از سلاله من بنام فاطمه در این شهر دفن خواهد شد كسى كه آن بزرگوار را در قم زیارت كند اهل بهشت مى‏باشد.
راوى گفت این سخن را امام صادق، علیه‏السلام، زمانى فرمود كه هنوز حضرت كاظم، علیه‏السلام، متولد نشده بودند. (3)
یعنى قم، حرم امامان، علیهم‏السلام، از اهل‏بیت، تا زمان حضرت مهدى، علیه‏السلام، و مركز ولایت و یارى آن بزرگواران مى‏باشد و اهل رى و غیر آن نیز اهل قم محسوب مى‏شوند زیرا آنان نیز پیرو خط و روش اهل قم نسبت‏به اهل‏بیت، علیهم‏السلام، هستند. از این رو بعید نیست كه مراد از اهل قم كه در روایات آمده و اینكه آنان یاوران حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏باشند، همه ایرانیانى باشند كه در ولایت و دوستى و جنگ و جهاد پیرو امامان، علیهم‏السلام، هستند، بلكه شامل مسلمانان غیرایرانى نیز بشود.
و معناى كلام راوى كه گفت: «حضرت این كلام را زمانى فرمود كه هنوز حضرت كاظم متولد نشده بود» یعنى این گفته امام صادق كه قبل از ولادت امام كاظم بوده مشعر به این است كه آن حضرت از ولادت نوه خویش فاطمه معصومه دختر موسى بن جعفر، علیهم‏السلام، پیش از ولادت پدر بزرگوارش یعنى قبل از سال 128 هجرى قمرى، خبر داده است و اینكه آن بانوى بزرگوار در قم دفن خواهد شد، و این قضیه هفتاد سال بعد، تحقق پیدا كرده است..
بزرگان قم نقل كرده‏اند زمانى كه مامون، على بن موسى‏الرضا، علیه‏السلام، را در سال 200 هجرى از مدینه خارج كرد و به طرف مرو فرستاد، در سال 201 هجرى خواهر گرامى او حضرت فاطمه معصومه در پى برادر از مدینه خارج شد و به سمت ایران حركت كرد تا به شهر ساوه رسید در آنجا بیمار شد، سؤال كرد چقدر فاصله بین من و قم است؟ عرض كردند ده فرسخ.»
... زمانى كه این خبر به اولاد سعد - یعنى سعد پسر مالك اشعرى - رسید همگى با هم آهنگ ساوه نمودند تا از آن حضرت تقاضا كنند كه به شهر آمده و در آنجا بماند چون حضور او رسیدند، موسى پسر خزرج از بین آن جمعیت‏خارج شد و به طرف حضرت رفته و مهار شتر ایشان را گرفته و تا قم همراهى كرد و آن بزرگوار را در منزل خویش جاى داد، پس از اقامت‏16 یا17 روز در شهر قم، در اثر بیمارى قبلى به رحمت و رضوان الهى پیوسته و روح پاكش به ملكوت اعلى پر گشود. موسى پسر خزرج پس از مراسم غسل و كفن آن حضرت، بدن شریفش را در زمینى كه متعلق به خودش بود و هم‏اكنون نیز مرقد مطهرش در آنجاست، به خاك سپرد و سقفى از بوریا و حصیر بر قبر آن حضرت سرپا نمود، تا زمانى كه توسط زینب دختر حضرت جواد، علیه‏السلام، بر قبر مطهر آن بزرگوار گنبد و بارگاهى بنا نمودند. (4)
از این روایات چنین برمى‏آید، كه فاطمه معصومه، بسیار اهل عبادت و زهد و بزرگوارى بود، همانند مادرش حضرت فاطمه زهرا، سلام‏الله‏علیها، آن بزرگوار در عین اینكه از سن كمى برخوردار بود، نزد اهل بیت، علیهم‏السلام، مقامى خاص و ارزش و اهمیت والایى داشت چه اینكه این مقام و منزلت‏حضرت، نزد علما و بزرگان قم نیز محرز بوده است; زیرا براى ارج نهادن به مقام آن بانو از قم به طرف ساوه حركت كرده و به استقبال وى شتافتند و پس از رحلت آن بانو، ساختمان نسبتا ساده‏اى بر مزارش ساخته سپس گنبدى بنا كردند و آنجا را زیارتگاه دوستداران اهل بیت قرار دادند و عده‏اى از آن بزرگان وصیت كردند كه در جوار حضرتش به خاك سپرده شوند.
در روایات آمده است كه سن مبارك حضرت معصومه، سلام‏الله‏علیها، كمتر از بیست‏سال بوده است، و شاید علت اینكه ایرانیها آن حضرت را «فاطمه معصومه‏» و یا «معصومه قم‏» مى‏نامند به خاطر كمى سن آن بزرگوار باشد; زیرا معصوم در لغت فارسى به معناى بیگناه مى‏آید و از همین رو به طفل خردسال نیز كه بى‏گناه است معصوم مى‏گویند و شاید هم به جهت طهارت و پاكدامنى و عصمت آن حضرت از گناه باشد; چون در مذهب شیعه عصمت‏بر دو نوع است: یكى عصمتى كه واجب است در امامان، علیهم‏السلام، وجود داشته باشد و این، در مورد چهارده معصوم، علیهم‏السلام، ثابت است و دیگر عصمتى كه جایز است و آن براى بزرگان و اولیاى خدا ثابت است كه مقدس و پاك از گناهان و آلودگیهایند.
از روایت‏بعدى كه از امام رضا، علیه‏السلام، نقل شده است، ظاهر مى‏شود كه امامان، علیهم‏السلام، از بدو تاسیس شهر قم، مردم این شهر را به عنوان یاران حضرت مهدى، علیه‏السلام، به شمار آورده‏اند و دوستى و محبت مردم این شهر نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، قبل از ولادت آن حضرت معروف بوده است از «صفوان بن یحیى‏» نقل شده است كه گفت:
روزى خدمت امام رضا، علیه‏السلام، بودم، سخن از اهل قم و علاقه آنان نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، به میان آمد، آن حضرت براى آنان طلب آمرزش كرد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد، آنگاه فرمود: بهشت داراى هشت در است كه یكى از آنها مخصوص اهل قم مى‏باشد، آنان (اهل قم) بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند خداوند سبحان محبت و دوستى ما را در سرشت آنان قرار داده است. (5)
در روایت آمده است كه درهاى بهشت‏به تناسب اعمال مردم بین آنان تقسیم‏بندى شده است، از این رو بعید نیست كه معنى این جمله كه (یك در، ویژه اهل قم است) این باشد كه آنان از در مبارزین و مجاهدین همراه امامان، علیهم‏السلام، و یا از در مخصوص شایستگان چنانكه در صفات آنها وارد شده است، داخل بهشت مى‏شوند و گفته حضرت كه «آنها بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند» دلالت‏به فضیلت و برترى اهل قم بر سایر شیعیان دارد.
قابل توجه است كه محبت اهل قم نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، تا كنون همچنان پرشور و زنده باقى مانده ست‏بلكه با پیروزى انقلاب اسلامى ایران، این عشق به سر حد كمال رسیده و این حقیقت را در ایمان و عملكرد و ظواهر زندگى آنان حتى در نامگذارى فرزندان و مساجد و مؤسسات خود به نام آن حضرت، بگونه‏اى كه هیچ خانه‏اى از این نام خالى نیست، مى‏توان مشاهده نمود.
برخى روایات دلالت دارد كه، بلا و گرفتارى از اهل قم دور است و خداوند سبحان كسانى را كه بدخواه این شهر باشند، نابود مى‏گرداند. از «ابان بن عثمان‏» و «حماد بن ناب‏» روایت‏شده كه گفتند:
خدمت امام صادق، علیه‏السلام، بودم كه عمران پسر عبدالله قمى وارد شد، خدمت امام رسید و از او سؤال كرد. حضرت با وى بسیار با ملاطفت‏برخورد كرد، پس از رفتن آن مرد از امام، علیه‏السلام، سؤال كردم; این شخص كه با او این همه خوشرفتارى فرمودى كه بود؟ حضرت فرمود: او از خانواده بزرگان، یعنى اهل قم بود هیچ ستمگرى درباره آنان نیت‏سوء نمى‏كند، مگر اینكه خداوند او را درهم مى‏شكند. (6)
در روایت دیگرى آمده است كه: بلا از قم دفع شده است. (7)
در جاى دیگر نقل شده است كه:
اهل قم از ما و ما از آنان هستیم، هر ستمگرى كه درباره آنان اراده سوء داشته باشد مرگ او فرا مى‏رسد، تا زمانیكه به یكدیگر خیانت نكنند (و در نسخه دیگر: تا زمانى كه تغییر روش ندهند) اما زمانى كه آلوده به چنین اعمالى شدند، خداوند سبحان، ستمگران را بر آنان حاكم مى‏كند، ولى آنان (اهل قم) یاران قائم و بازگوكنندگان مظلومیت ما و رعایت‏كنندگان حقوق ما هستند، آنگاه رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا آنان را از شر هر فتنه‏اى نگهدار و از هر گزندى نجات ببخش. (8)
از امام صادق، علیه‏السلام، روایت‏شده است كه فرمود:
بلاها از قم و اهل آن دور شده است، بزودى زمانى خواهد رسید كه قم و اهل آن حجت‏بر مردم خواهند بود و این زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد، اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى‏برد، فرشته‏هاى الهى بلاها را از این شهر و اهل آن دفع مى‏كنند. هر ستمگرى كه در حق آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم‏كوبنده ستم‏پیشگان، او را درهم مى‏شكند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى، مبتلا مى‏گرداند، خداوند سبحان، قم و اهلش را در زمان فرمانروایى ستمگران از یاد آنان مى‏برد; آنگونه كه ظالمان یاد خدا را فراموش كردند. (9)
البته، این بدین معنا نیست كه به اهل قم اصلا بدى نمى‏رسد، بلكه ممكن است‏برخى مشكلات بر آنان وارد شود، ولى خداى بزرگ، آن دشوارى و بلا را از آنان دور نگه داشته و با الطاف گوناگون خویش آنها را یارى مى‏فرماید، كه از بارزترین آنها، نابود كردن سركشان و متجاوزان و مشغول نمودن آنان به گرفتاریهایى است كه، به اهل قم نپرداخته و به طور كلى از آنها یاد هم نمى‏كند.
صاحب «بحارالانوار» دو روایت را، از امام صادق، علیه‏السلام، كه بیان‏كننده آینده شهر قم و نقش مكتبى آن پیش از ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏باشد آورده است.
روایت اول بیان مى‏دارد:
خداوند به وسیله شهر كوفه بر سایر شهرها استدلال مى‏كند، همچنین به مؤمنان آن شهر بر سایر مؤمنان و به شهر قم بر سایر شهرها و به واسطه اهل قم بر جهانیان اعم از جن و انسان، خداوند متعال اهل قم را مستضعف فكرى قرار نداده بلكه همواره آنان را موفق و تایید كرده است. سپس فرمود: دینداران در این شهر در مضیقه زندگى مى‏باشند اگر غیر این باشد مردم بسرعت‏به آنجا روى مى‏آورند و آنجا خراب مى‏گردد و اهل آن تباه مى‏شوند و آنگونه كه باید نمى‏تواند بر سایر سرزمین‏ها حجت‏باشد، زمانى كه موقعیت قم بدینجا برسد آسمان و زمین آرامش ندارد و ساكنان آنها لحظه‏اى باقى نمى‏مانند و بلا و گرفتارى از قم و اهل آن دفع گردیده است، بزودى زمانى خواهد رسید كه قم و اهل آن حجت‏بر مردم خواهند بود و این در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد. اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى‏برد، فرشته‏هاى الهى مامور دور نمودن بلاها از این شهر و اهل آن مى‏باشند هر ستمگرى كه درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم كوبنده ستم‏پیشگان، او را درهم مى‏شكند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى، مبتلا مى‏گرداند، خداوند متعال نام قم و اهلش را در زمان فرمانروایى ستمگران از یاد آنان مى‏برد آنگونه كه آنها یاد خدا را فراموش كردند.
و روایت دوم مى‏گوید:
بزودى شهر كوفه از مؤمنان خالى مى‏گردد و بگونه‏اى كه مار در جایگاه خود فرو مى‏رود علم نیز این چنین از كوفه خت‏برمى‏بندد و از شهرى به نام قم آشكار مى‏شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى‏گردد، به نحوى كه در زمین كسى در استضعاف فكرى به سر نمى‏برد حتى نو عروسان در حجله‏گاه خویش. و این قضایا نزدیك ظهور قائم ما بوقوع مى‏پیوندد، خداوند سبحان، قم و اهلش را براى رساندن پیام اسلام، قائم‏مقام حضرت حجت مى‏گرداند. اگر چنین نشود زمین اهل خودش را فرو مى‏برد و در زمین حجتى باقى نمى‏ماند. دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر مى‏گردد. بدین‏سان بر مردم اتمام حجت مى‏شود و یكى باقى نمى‏ماند كه دین و دانش به وى نرسیده باشد. آنگاه قائم، علیه‏السلام، ظهور مى‏كند و ظهور وى باعث‏خشم و غضب خداوند بر بندگان مى‏شود; زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى‏گیرد مگر بعد از آنكه آنان وجود مقدس حضرت حجت را انكار نمایند. (10)
از این دو روایت، چند امر روشن مى‏شود:
الف - اینكه این دو روایت نقل به معنى شده‏اند، به علاوه در آنها اندكى تقدیم و تاخیر است اما آنچه كه مهم است معنایى است كه این دو روایت در بر دارند.
ب - از این روایتها استفاده مى‏شود، كه نقش مذهبى شهر كوفه در دانش و پیروى از اهل‏بیت، علیهم‏السلام، نقشى مهم و بزرگ بوده، اما در آستانه ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، مضمحل شده و از بین مى‏رود، البته كوفه شامل نجف نیز مى‏شود; زیرا نام اصلى آن نجف كوفه بوده است‏بلكه گاهى مراد از كوفه عراق عنوان شده است، چنانكه ما در جاى خودش بیان كردیم، اما نقش مذهبى شهر قم همچنان ادامه دارد و نزدیك ظهور حضرت از عظمت‏بیشترى برخوردار مى‏گردد، چنانكه دو فقره از روایت‏به این معنى اشاره دارد: «و این همه، در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد» و «و این قضایا نزدیك ظهور قائم ما خواهد بود».
ج - نقش برجسته اعتقادى و ایدئولوژیكى شهر مقدس قم، در آن زمان مخصوص ایران و یا شیعیان تنها نیست. بلكه نقشى است جهانى كه حتى غیرمسلمانان را نیز در بر مى‏گیرد: «و بزودى زمانى خواهد رسید كه قم و اهلش حجت‏بر مردم خواهند بود»، «و یكى باقى نمى‏ماند كه دین و دانش به وى نرسیده باشد» این بدان معنا نیست كه دانش و مذهب از این شهر به فردفرد مردم جهان مى‏رسد، بلكه بدین معناست كه نداى اسلام و مطرح شدن آن، طورى به جهانیان مى‏رسد كه اگر كسى سعى در دستیابى به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد، براى وى امكان‏پذیر خواهد بود.
البته چنین نقش تبلیغاتى مهمى براى شهر قم، بستگى به برپایى حكومتى با دستگاههاى تبلیغاتى دارد، بلكه متوقف بر مبارزات با سركشان جهان استكبار است كه این خود باعث رسیدن صداى اسلام از قم به جهانیان مى‏شود.
د - این نقش بزرگ فرهنگى براى شهر قم، سبب كینه‏توزى و دشمنى استكبار جهانى نسبت‏به این شهر مى‏گردد، یعنى نسبت‏به مطرح شدن اسلام از این شهر. این دشمنى با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستكبران، به دست تواناى حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏شود; چرا كه با این دشمنى حجت‏بر مردم تمام شده است و ایجاد گرفتارى توسط دشمنان، از جنبه جهل آنان نسبت‏به اسلام نیست، بلكه دشمنى و خصومت آنان، صرفا كینه‏توزى و مخالفت‏با اسلام مى‏باشد.
قابل توجه است آنچه كه در این دو روایت گفته شده در كوفه و عراق محقق شده است و در قم و ایران، در آستانه تحقق است و در حقیقت قم و ایران بر ملتهاى مسلمان و سایر ملل جهان حجت هستند. حتى اگر قائل شویم كه ایجاد چنین آگاهى كه در این دو روایت آمده است در بین ملتهاى جهان، ده‏ها سال به طول انجامد، باز هم شكى نیست كه برخى از آن مقدمات آغاز شده است. اما عبارت حدیث كه «نزدیك ظهور قائم ما» است، دلیل بر این است كه بین تحقق چنین موقعیت جهانى براى شهر قم و بین ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، فاصله چندانى نیست.




طبقه بندی: مهدویت ،
[ 1393/02/20 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار