تبلیغات
یوسف گمگشته - مطالب فروردین 1393

یوسف گمگشته

عاشقان و منتظران حضرت قائم(عج)

عشق نماز دزدی را منقلب كرد

شبی دزدی به خانه شیخ احمد خضرویه برای دزدی رفت و بسیار گشت و هیچ نیافت. شیخ متوجه او شد و به آواز بلند گفت: ای جوان!دلو در كنار چاه است با آن از چاه آب بكش و خود را طاهر كن،وضو بگیر و به نماز مشغول شو تا فردا به تو چیزی دهم كه نا امید نگردی.

دزد به دستور شیخ عمل كرد،چون صبح شد شیخ صد دینار به او داد و فرمود:این پول پاداش یك شب نماز تو است بگیر و از خانه خارج شو. دزد وقتی چنین حالتی را از شیخ مشاهده كرد،حالتی در او به وجود آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: من پول قبول نمی كنم اما مرا به خداشناسی و دینداری راهنمایی كن كه دولت بی پایان، از درگاه خداوند بی منان حاصل كنم.شیخ اورا ارشاد كرد و از مریدان خود قرار داد و او یكی از اولیای بزرگ خداوند شد.

                                               

                                  كتاب:سجاده عشق

                           نگارش:نعمت الله صالحی حاجی آبادی





طبقه بندی: نماز، فرهنگی،
برچسب ها:دزدی، نماز، عشق به نماز،
[ 1393/01/23 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

موعود در قرآن

«هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله و لوكره المشركون‏»

«او كسى است كه رسول خود را همراه با هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز كند هر چند كه مشركان كراهت داشته باشند.»

این آیه شریفه، هم در سوره توبه آیه‏33 و هم در سوره صف آیه‏9 آمده است . مشابه این در سوره فتح آیه 28 نیز ذكر شده است. با این تفاوت كه در آن «ولوكره المشركون‏» تعبیر به «وكفى بالله شهیدا» شده است.
اگر بخواهیم آیاتى را كه بیانگر اهداف بعثت انبیا است‏بررسى كنیم و با این آیه شریفه مقایسه كنیم به نظر مى‏رسد كه این آیه جامع همه این اهداف است و هدف كلى و نتیجه نهایى بعثت انبیا در این آیه جمع شده است.
در این آیه كریمه خداوند اولا رهاورد پیامبرش را بیان فرموده و این كه او از جانب خداوند به همراه دلائل روشن و براهین آشكار مردم را به دین حق دعوت كرده است. جهانى كه با هدف خلق شده است و باطل خلق نشده (1) بنابراین باید اهداف آن نیز حق باشد و آنچه كه ما را به این اهداف سوق مى‏دهد آنها نیز باید حق باشند.
با این توضیح كه خداوند اراده همیشگى خود را اینگونه بیان كرده است كه:

«یریدالله ان یحق الحق بكلماته‏»

«خداوند اراده كرده است كه حق را بوسیله كلمات خود تقویت كند» (2)

براى رسیدن به این هدف هم، پیام را نازل و پیامبر را مبعوث كرده و راجع به پیام فرموده است:
نسبت‏به پیام فرمود:

«تلك آیات‏الله نتلوها علیك بالحق‏»
«ما این آیات الهى را به حق بر تو تلاوت مى‏كنیم‏» (3)

نسبت‏به پیام‏آور هم فرمود:

«انا ارسلناك بالحق‏»
«ما ترا با حق فرستادیم‏» (4)

و یا فرمود:

«یا ایهاالناس قدجاءكم الرسول بالحق من ربكم‏»
«اى مردم، پیامبر با حق از جانب پروردگارتان به سراغ شما آمد.» (5)


بنابراین، قرآن هم در مرحله انزال و هم در مرحله نزول همراه با حق بود (6) و باطل از هیچ جهتى به طرف او راه ندارد.(7) و از این رو هیچگاه مطالبش قابل نسخ و زوال نیست. چنین دینى، دین حق مى‏شود.

پیامبران بهترین رهاورد و توشه را به مردم داده و آنها را به یك امر واقعى و حقیقى رهنمون كرده‏اند و چنین چیزى باید باقى بماند. بنابراین، اراده الهى بر این قرار گرفته كه چنین دینى باید پا برجا و جهانى شود و سایر ادیان را تحت‏سیطره خود قرار دهد و آنچه را كه باطل و جزء اوهام و خرافات است از بین ببرد.

روى همین اصل خداوند متعال در جریان جنگ بدر و وعده پیروزى مسلمین بصورت یك قاعده كلى هدف را اینگونه بیان كرد:

«لیحق الحق و یبطل الباطل‏»
«[هدف این است] كه حق را تثبیت كند و باطل را از میان ببرد.» (8)

همچنین به این نكته توجه داد كه با آمدن حق ، دیگر جایى براى باطل نمى‏ماند:

«و قل جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل كان زهوقا»

 

«و بگو حق آمد و باطل نابود شد ، محققا باطل از بین رفتنى است‏» (9)
این از خصوصیات حق است كه بر باطل مسلط مى‏شود و جایى براى او نمى‏گذارد.
«بل نقذف بالحق على‏الباطل فیدمغه ، فاذا هو زاهق‏»
«بلكه ما به وسیله حق بر باطل مى‏كوبیم تا آن را نابود كند و باطل در این هنگام محو و نابود مى‏شود» (10)

در جاى دیگر براى روشن شدن این مطلب از راه تمثیل وارد شده و مى‏فرماید:

«انزل من السماماء فسالت اودیة بقدرها، فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فى‏النار ابتغاء حلیة او متاع زید مثله ، كذلك یضرب الله الحق و الباطل ، فاماالزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع‏الناس فیمكث فى‏الارض ، كذلك یضرب‏الله لامثال‏»
«خداوند از آسمان آبى فرستاد، هر ذره‏اى به اندازه خودش آن را حمل كرد، سپس سیل كفهایى را بر بالاى خود حمل مى‏كند و (همچنین) در فلزاتى كه به وسیله آتش ذوب مى‏شوند، تا از آن زینت آلات و یا وسائل زندگى بسازند، كفهایى همانند كفهاى آب وجود دارد. اینچنین خداوند براى حق و باطل مثال مى‏زند. اما كفها به كنار مى‏روند و اما آنچه كه براى مردم سودمند است در زمین مى‏ماند، اینگونه خداوند مثالهایى مى‏زند.» (11)


در این آیه كریمه ، هم طبیعت‏حق و باطل بیان شد و هم منشا این دو روشن شد. بنابراین، طبیعت‏حق این است كه یك امر واقعى و ریشه‏دارى است كه با قوانین خلقت هماهنگ است و با صدق و درستى همراه است. چنین چیزى باقى مى‏ماند. اما باطل امرى است غیرواقعى و ساختگى كه با قوانین خلقت هماهنگى ندارد و چنین چیزى از خصوصیاتش این است كه از بین رفتنى است.
با توجه به نكاتى كه ذكر شد، روشن مى‏شود كه كار حكیمانه زمینه‏سازى براى احیاء حق و سیطره آن است. و در آیه محل بحث نیز خداوند حكیم هدف بعثت انبیاء را اینگونه بیان كرد كه آنها دین حق را در سراسر گیتى گسترش دهند.
دین حق كدام است؟
قرآن تنها دین حق را كه ریشه دار و هماهنگ با قوانین طبیعت و مطابق با خواسته‏هاى فطرت بشرى است ، همان توحید مى‏داند و مى‏فرماید:

«فاقم وجهك للدین حنیفا ، فطرة‏الله التى فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق‏الله ...»
«روى خود را متوجه دین معتدل و میانه كن ، این فطرتى است كه خداوند انسانها را بر اساس آن آفریده است و دگرگونى در آفرینش خدا نیست.» (12)

چنین دینى چون مطابق فطرت است ، حق است و چون حق است ، پایدار و استوار است‏بنابراین در ادامه همین آیه شریفه فرمود:
«ذلك الدین القیم و لكن اكثرالناس لایعلمون‏»
«این دین محكم و استوار است ولى اكثر مردم نمى‏دانند»(13)
بر اساس همین اصل تنها دین رسمى ، نزد خداوند، اسلام است (14) و اگر كسى دینى غیر از اسلام انتخاب كند از او قبول نمى‏شود. (15) حال كه چنین است اراده خداوند بر این قرار گرفته است كه با ارسال رسل این دین رسمى را كه مطابق با فطرت نیز مى‏باشد، همگانى كند و چنین مى‏فرماید كه:

«هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین‏الحق لیظهره على‏الدین كله و كفى بالله شهیدا.»

«او كسى است كه پیامبرش را به همراه هدایت در دین حق فرستاد تا این دین را بر همه ادیان چیره كند و خداوند براى شهادت كافى است.» (16)

خدایى كه «عالم‏الغیب والشهادة‏» است (17) و كوچكترین چیزى در زمین و آسمان از او پنهان نیست (18) و راستگوتر از او و بالاخره كسى بیش از خدا به عهد خود وفادارتر نیست (21) چنین خدایى براى شهادت به این مساله كافى است و او خبر مى‏دهد كه چنین امرى تحقق مى‏یابد.
از طرف دیگر چون دست و قدرت خداوند بالاترین دستها و قدرتها است (22) و او بر تمام بندگان خود مسلط است (23) ، كسى قادر نیست كه در برابر خداوند قد علم كند و مانع تحقق اراده و خواسته او شود. بنابراین، در همین آیه محل بحث در سوره صف و توبه، بعد از خبر دادن از غلبه حق فرمود: «ولوكره المشركون‏»; یعنى این امر تحقق مى‏یابد هر چند كه مشركین از این كار بدشان بیاید.
مشركین و سایر رهروان راه باطل با قدرت ناچیز خود ، تلاش در خاموش كردن نور حق دارند ولى خداوند تمام تلاش آنها را بیهوده مى‏داند و نور خود را كامل مى‏كند.
سوره صف قبل از آیه محل بحث مى‏فرماید:

«یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولوكره الكافرون‏»

«آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خداوند نور خود را كامل مى‏كند هر چند كه براى كافران ناخوشایند است.» (24)

همچنین شبیه همین تعبیر با مقدارى تفاوت در سوره توبه قبل از آیه محل بحث آمده است:

«یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم ویابى الله الا ان یتم نوره و لوكره الكافرون‏»

«آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خداوند فقط مى‏خواهد نور خود را كامل كند هر چند كه براى كافران ناخوشایند است.» (25)

كافران براى رسیدن به مقاصد شوم خود از هر درى وارد مى‏شوند . گاهى از طریق مسخره كردن اسلام و مسلمین گاهى از طریق محاصره اقتصادى ، گاهى از طریق جنگ ، گاهى از طریق حركت منافقانه و اختلاف در صفوف مسلمین ، گاهى از طریق انحرافات اخلاقى ، گاهى از طریق سلطه سیاسى ، نظامى یا اقتصادى . ولى بالاخره خداوند وعده داده كه پیروزى نهایى با حق است و آنها تسلیم اراده حق گردیده و نابود مى‏شوند و این در حقیقت همان تحقق وعده الهى است كه مى‏فرماید:

«والعاقبة للتقوى‏»(26)

و یا در چند جاى دیگر از قرآن مى‏فرماید:

«والعاقبة‏للمتقین‏»(27)

این وعده الهى است كه آنچه سرانجام باقى مى‏ماند و مفید و سازنده و حیاتبخش است تقوى است و سرانجام پیروزى با متقیان است. مرحوم «علامه طباطبائى‏» در این باره چنین مى‏گوید:
«سرانجام دنیا تسلیم حق خواهد گشت ، چون این وعده خداوند است كه «والعاقبة للتقوى‏» علاوه بر اینكه نوع انسانى به آن فطرتى كه در او به ودیعت‏سپرده‏اند طالب سعادت حقیقى خویش است، و سعادت حقیقى او در این است كه بر كرسى فرماندهى بر جسم و جان خویش مسلط شود، زمام حیات اجتماعیش را به دست‏خویش بگیرد، حظى كه مى‏تواند از سلوك خود در دنیا و آخرت بگیرد، به دست آورد و این همانطور كه توجه فرمودید همان اسلام و دین توحید است‏» (28)
ایشان در قسمت دیگرى درباره علت تحقق غلبه حق بر همه دنیا چنین مى‏گویند :
«اسلام به آن معنایى كه مورد بحث است هدف نهایى نوع بشر و كمالى است كه بشر با غریزه خود رو به سویش مى‏رود، چه اینكه بطور تفصیل توجه به این مسیر خود داشته باشد و یا نداشته باشد، تجربه‏هاى پى در پى كه در سایر انواع موجودات شده نیز این معنا را به طور قطع ثابت كرده كه هر نوع از انواع موجودات در سیر تكاملى خود متوجه به سوى آن هدفى است كه متناسب با خلقت و وجود اوست و نظام خلقت او را به سوى آن هدف سوق مى‏دهد، انسان هم یك نوع از انواع موجودات است و از این قانون كلى مستثنى نیست.» (29)
كیفیت تحقق وعده الهى
فخر رازى در مورد این مساله كه مراد از غلبه حق در این آیه چیست؟ پنج احتمال داده است: (30)
احتمال اول: منظور غلبه‏هایى است كه در بعضى نقاط ، براى مسلمین حاصل شد مثل اخراج یهودیان از بعضى از بلاد عرب و پیروزى بر مسیحیان در بلاد شام و روم ، و پیروزى بر بت‏پرستان در بسیارى از جزیرة‏العرب و هند.
احتمال دوم: منظور وعده الهى است كه اسلام بر همه ادیان برترى مى‏یابد و طبق روایات، این مربوط به زمان خروج عیسى(ع) و طبق روایت «سومى‏» مربوط به زمان خروج حضرت مهدى(ع) است.
احتمال سوم: منظور پیروزى اسلام بر جزیرة‏العرب است كه حاصل شد.
احتمال چهارم: منظور ، آگاه ساختن پیامبر اسلام بر همه شرایع سابق است.
احتمال پنجم: منظور ، پیروزى منطقى اسلام بر سایر ادیان است.
بهترین راه براى بدست آوردن منظور واقعى این آیه ، نظر كردن به درون خود آیه است. از این آیه مى‏توان سه پیام براى حل مشكل بدست آورد.
پیام اول: این آیه خبر از واقعه‏اى است كه هنوز اتفاق نیفتاده و در آینده به وقوع مى‏پیوندد.
پیام دوم: آیه بشارت پیروزى و غلبه جهانى اسلام بر سایر ادیان است.
پیام سوم: آیه بیانگر ناراحتى مشركین از این امر است (ولوكره المشركون)
با توجه به پیام اول نمى‏توان احتمال پنجم (پیروزى منطقى) را پذیرفت چون پیروزى منطقى اسلام بر سایر ادیان از همان آغاز آشكار بود. بنابراین مراد از پیروزى غلبه و استیلاى خارجى است.
با توجه به پیام دوم آیه جایى براى احتمال اول (غلبه موضعى) و احتمال سوم (پیروزى بر جزیرة‏العرب) باقى نمى‏ماند چون این پیروزیها، جهانى نبود و همچنین بعضى از آنها در زمان رسول اكرم(ص) اتفاق افتاد و در حالى كه آنچه از آیه استنباط مى‏شود، خبر از واقعه‏اى در آینده است.
با توجه به پیام سوم آیه ، احتمال چهارم معنا ندارد. چون آگاه ساختن پیامبر بر همه شرایع چیزى نیست كه موجب ناخوشایندى مشركین باشد و سیاق آیه چنین نظریه‏اى را رد مى‏كند. بنابراین، با توجه به اینكه این آیه شریفه در صدد بیان استیلا و غلبه دین حق بر تمام جهانیان است كه در آینده اتفاق مى‏افتد به نظر مى‏رسد از این احتمالات پنجگانه ، احتمال دوم قابل پذیرش باشد و در بحث روایى كه در پیش داریم و روایات فریقین در مورد این آیه مطرح مى‏شود، همین معنا را تایید مى‏كند.
بحث روایى
آیه محل بحث‏بیانگر یك امر كلى بود كه زمانى فرا مى‏رسد كه اسلام بر همه ادیان دیگر غلبه پیدا مى‏كند. اما چون قرآن نسبت‏به جزئیات آن ساكت است‏براى روشن شدن قضیه به سراغ بعضى از روایاتى مى‏رویم كه در ذیل این آیه از فریقین نقل شده است.
الف - روایات شیعه:
1- روایتى است از امام باقر(ع) كه در ذیل این آیه فرمودند:

«ان ذلك یكون عند خروج المهدى من آل محمد ، فلایبقى احدالا اقر بمحمد(ص)»

«این واقعه مربوط به زمان خروج مهدى از آل محمد(ص) است كه هیچكس در روى زمین باقى نمى‏ماند مگر اینكه به [نبوت حضرت] محمد(ص) اقرار كند.» (31)

2- از امام صادق(ع) روایت‏شده است كه در ذیل این آیه فرمودند:

«والله ما نزل تاویلها بعد و لاینزل تاویلها حتى یخرج القائم ، فاذا خرج القائم لم یبق كافر بالله العظیم و لا مشرك بالامام الا كره خروجه‏»

«قسم به خدا، تاویل و حقیقت این آیه تا به حال نازل نشده است و نازل نمى‏شود مگر زمانى كه قائم خروج كند. سپس زمانى كه آن قائم(ع) خروج كرد هیچ كافر به خداى عظیم و هیچ مشرك به امام نیست مگر اینكه از خروج او ناخوشایند است.» (32)

3- روایتى است از امام باقر(ع) كه فرمود:

«القائم منا منصور بالرعب ، موید بالنصر .... یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهرالله عزوجل دینه على الدین كله ولوكره المشركون ، فلایبقى فى‏الارض خراب الاعمر، و ینزل روح‏الله عیسى بن مریم فیصلى خلفه ....»

«آن كسى كه از میان ما قیام مى‏كند به وسیله رعب [در دل كفار] یارى مى‏شود. و به وسیله یارى [از جانب ما و مؤمنین] تائید مى‏شود .... حكومتش مشرق و مغرب را فرا مى‏گیرد و خداوند عزوجل دینش را بر همه ادیان غلبه مى‏دهد ، هر چند كه مشركان ناراحت‏باشند. پس در این هنگام زمین خرابى نیست مگر اینكه آباد شود ، و همچنین روح‏الله عیسى بن مریم (ع) نیز فرستاده مى‏شود و پشت‏سر آن حضرت نماز مى‏خواند.» (33)

4- در روایت دیگرى از امام حسین(ع) مشخص شده است كه این فرد ، دوازدهمین امام و نهمین فرزند آن حضرت است .

«منا اثنى عشر مهدیااولهم امیرالمؤمنین على‏بن‏ابى طالب(ع) و اخرهم التاسع من ولدى و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به الارض بعد موتها و یظهر به الدین‏الحق على‏الدین كله و لوكره المشركون‏»

«از میان ما دوازده هدایت كننده مى‏باشد كه اولین آنها امیرالمؤمنین و آخرین آنها نهمین فرزند من مى‏باشد ، او به حق قیام مى‏كند، خداوند به وسیله او زمین را بعد از بى‏حاصلیش زنده مى‏كند و به وسیله او دین حق بر همه ادیان غلبه پیدا مى‏كند هر چند كه براى مشركین ناخوشایند است.» (34)

اینها نمونه‏اى از روایات بود كه از طریق شیعه نقل شده و خبر از قیام‏كننده‏اى مى‏دهد كه هم نامش و هم نسبتش و هم كارهایش مشخص است. او به وسیله قیام خود بر سراسر جهان حكومت مى‏كند و حضرت عیسى‏بن مریم 8 نیز او را همراهى مى‏كند.
ب - روایات اهل سنت:
1- در تفسیر «الدرالمنثور» در ذیل این آیه روایتى به این شرح نقل شده است:

«الادیان ستة: الذین امنوا والذین هادوا والصابئین و النصارى و المجوس والذین اشركوا ، فالادیان كلها تدخل فى‏دین الاسلام و الاسلام لایدخل فى شى منها ، فان‏الله قضى فیما حكم و انزل ان یظهر دینه على‏الدین كله و لوكره المشركون‏»

ادیان بر شش گروهند: مؤمنین و مسلمانان ، یهودیان ، ستاره پرستان ، نصارى ، مجوس و مشركان ، همه این ادیان داخل در دین اسلام مى‏شوند و اسلام داخل در هیچ یك از این ادیان نمى‏شود. همانا خداوند در آنچه حكم كرده است انجام مى‏دهد. و چنین نازل كرده است كه دینش را بر همه ادیان غلبه دهد هر چند كه براى مشركین ناخوشایند است.» (35)

2- در روایت دیگرى است كه:

«لا یكون ذلك حتى لایبقى یهودى و لا نصرانى صاحب ملة الا الاسلام ... و یكسر الصلیب و یقتل الخنزیر...»

«این امر تحقق نمى‏یابد مگر زمانى كه هیچ یهودى و نصرانى صاحب مذهب نخواهد بود مگر اسلام ...و صلیب شكسته مى‏شود و خوك كشته مى‏شود...»

اما این واقعه به دست چه كسى صورت مى‏گیرد؟ در ادامه روایت است كه:

«و ذلك اذانزل عیسى بن مریم‏»

«این زمانى اتفاق مى‏افتد كه عیسى بن مریم (ع) نازل شود.»

اما از «سدى‏» نقل شده است كه مى‏گوید:

«ذاك عند خروج المهدى لایبقى احد الا دخل فى الاسلام او ادى الجزیه‏»

«این مربوط به زمان خروج مهدى « است كه هیچ كس باقى نمى‏ماند مگر اینكه یا مسلمان مى‏شود یا جزیه مى‏پردازد.» (36)

«قرطبى‏» بعد از نقل این مطلب از بعضى نقل مى‏كند كه معتقدند «مهدى‏» همان «عیسى‏» است . ولى خودش مى‏گوید:

«این حرف صحیح نیست چون اخبار صحیفه متواترى داریم كه مى‏گوید: مهدى از خاندان رسول‏الله (ص) است.» (37)

نمونه این اخبار حدیثى است از ام سلمة كه مى‏گوید: من از رسول خدا(ص) شنیدم كه مى‏گفت:

«المهدى من عترتى من ولد فاطمة‏»

«مهدى(ع) از خاندان من و از فرزندان فاطمه(س) مى‏باشد» (38)

بنابراین نمى‏توان گفت مراد عیسى بن مریم است.

3- «احمد حنبل‏» در مسند خود از «ابوسعید خدرى‏» نقل مى‏كند كه پیامبر(ص) اسلام فرمود:

«لاتقوم الساعة حتى تمتلا الارض ظلما و عدوانا، فقال: ثم یخرج رجل من عترتى او من اهل بیتى یملاها قسطا و عدلا كماملئت ظلما و عدوانا»

«قیامت‏بر پا نمى‏شود تا اینكه زمین پر از ظلم و ستم شود، سپس مردى از خاندان من قیام مى‏كند و زمین را پر از قسط و عدل مى‏كند همانطور كه از ظلم و ستم پر شده است.» (39)

از مجموع اخبارى كه از اهل سنت نقل شد همان نتایجى گرفته مى‏شود كه از روایات شیعه استفاده مى‏شود، منتهى در روایات اهل سنت‏بعضى این واقعه را حمل بر خروج عیسى بن مریم 8 كرده‏اند كه ما مى‏گوییم اینها با هم منافاتى ندارند چرا كه حضرت عیسى بن مریم نیز به همراه حضرت مهدى(ع) قیام مى‏كند.

«اللهم انا نرغب الیك فى دولة كریمة ، تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من‏الدعاه الى طاعتك و القادة الى سبیلك و ترزقنا بها كرامة الدنیا و الاخرة‏»



ادامه مطلب



طبقه بندی: مهدویت ،
[ 1393/01/20 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

آشنایى با واژگان مهدویت

«مهدویت‏» سبزترین اندیشه ‏اى است كه خداوند آن را به انسانیت هدیه كرده است و مى ‏رود تا با به شكوفه نشستن، جهان هستى را به عطر د ل‏انگیز خود طراوتى بهشت‏ گونه بخشد . این تفكر كه درهر دین و آیینى به گو نه‏اى خود را متجلى ساخته، در فرهنگ متعالى تشیع به عالى ‏ترین صورت ممكن پاى به عرصه‏ ى اندیشه‏ ها نهاده است و با ارائه ‏ى كاملترین تصویر از این اعتقاد سترگ، همگان را به حیرت و طلب انداخته است . بازشناسى روزآمد این اعتقاد، همواره دل ‏مشغولى فرزانگان و اندیشمندان شیعه بوده و هست و همواره در نهایت اهتمام به این مهم پرداخته ‏اند . از این رو، موضوعات مربوط به مهدویت، آمیختگى ویژه ‏اى با زندگى شیعه پیدا كرده، به گونه ‏اى كه مى ‏توان مهدویت را روح و جان تشیع برشمرد . به‏ ویژه در دوران معاصر كه اشتیاق وصف ناپذیرى جهت معرفت و شناخت آن خورشید پنهان درعموم مردم و به ‏ویژه جوانان به چشم مى ‏آید كه این خود، انسان را برآن مى ‏دارد تا هرآن‏چه در توان است، در خدمت این قافله‏ ى شیدا خالصانه نثار نماید . این نوشتار كوتاه در شناخت اجمالى واژگان مهدویت، برگ سبزى است كه امید مى ‏رود مقبول آن یار سفركرده و مفید براى یاران آن حضرت قرار گیرد . ان شاء الله

آخر الزمان

شكى نیست كه هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است، جز ذات بى پایان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام . زمان نیز مانند تمام مخلوقات الهى چنین خواهدبود . روزگارى بر دنیا سپرى شده كه دیباچه‏ى زندگى دنیایى به شمار مى‏آید و زمانى نیز خواهد گذشت كه پایان این كتاب خواهد بود . برگه‏هاى پایان كتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان‏» خوانده مى‏شود . این اصطلاح كه در اغلب ادیان بزرگ به چشم مى‏خورد، در ادیان ابراهیمى و به‏ویژه در دین اسلام، بسیار مورد توجه قرار گرفته است .
این اصطلاح، معمولا به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى كه ممكن است در این بخش از زندگى دنیایى به وقوع بپیوندد، گفته مى‏شود و در روایات فراوان مورد اشاره قرار گرفته است . از جمله اتفاقات بسیار مهم این دوران مى‏توان به قیام جهانى حضرت مهدى ( علیه السلام) اشاره كرد .

ابدال

«ابدال‏» جمع «بدل‏» یا «بدیل‏» ، عده‏اى معلوم از صالحان و خاصان خدا را گویند كه هیچ‏گاه زمین از آنان خالى نباشد و جهان بدیشان برپاست و آن‏گاه كه یكى از آنان بمیرد، خداى تعالى دیگرى را به جاى او برانگیزد، تا آن شمار كه به قولى هفت و به قولى هفتاد است، همواره كامل ماند . در فرهنگ مهدویت از ایشان به عنوان گروهى از یاران حضرت مهدى (عج) هنگام ظهور گفته مى‏شود كه از منطقه‏ى شام به آن حضرت معلق شده، ایشان را یارى مى‏نمایند . درباره‏ى ویژگى این افرادگفته شده، آنان راهبان شب و شیران روز هستند . دل‏هایشان چون پولاد سخت است كه در میان ركن و مقام، با آخرین ذخیره‏ى الهى حضرت مهدى (عج) بیعت‏خواهند كرد .

اثنى عشریه

اثنى عشریه، یا دوازده امامى، پر جمعیت‏ترین گروه شیعه هستند كه معتقدند خداوند پس از پیامبراكرم ( صلى الله علیه و آله) دوازده امام را به امامت نصب فرمود كه با حضرت على ( علیه السلام) آغاز و به محمدبن حسن مهدى (عج) ختم مى‏گردد .
ایشان دلائل فراوانى از آیات قرآن و احادیث نبوى و امامت على ( علیه السلام) اقامه نموده‏اند و امامت آن حضرت را به نص صریح از طرف خداوند، ذكر نموده‏اند .
آن‏ها امامان را مانند پیامبر، ملهم از جانب خدا مى‏دانند و مى‏گویند كه امامت ریاست عامه دارد و مقام او مافوق بشر عادى است .

اشراط الساعة

«اشراط‏» جمع «شرط‏» به معناى علامت است . بنابراین «اشراط الساعة‏» به معناى نشانه‏هاى نزدیك شدن قیامت است . اصطلاحى كه در قرآن و حدیث، بر مجموع حوادثى اطلاق مى‏شود كه پیش از واقعه‏ى عظیم رستاخیز اتفاق خواهد افتاد . این واژه بیش‏تر در روایات اهل سنت‏به كار رفته است .
یكى از حوادث مهمى كه به عنوان اشراط الساعة از آن یاد شده و مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است، ظهور مردى از خاندان پیامبراكرم ( صلى الله علیه و آله) مى‏باشد و شیعه معتقد است، او فرزند امام حسن عسكرى ( علیه السلام) است كه درسال دویست و پنجاه و پنج ق متولد شده و هم اكنون به قدرت الهى زنده است و آن‏گاه كه خداوند اراده نماید، پرچم قیام بردوش خواهد گرفت و تا او نیاید و حكومت عدل را در گیتى برپاى ندارد، عمر جهان به سر نمى‏رسد و قیامت‏برپا نمى‏گردد .

امدادهاى غیبى

اگرچه اساس قیام حضرت مهدى (عج) بر امور طبیعى است، ولى به اقتضاى عظمت آن قیام جهانى، خداوند متعال برخى از نیروهاى غیبى و فوق طبیعى خود را در اختیار آن حضرت قرار خواهد داد، تا موجبات پیروزى ایشان هرچه بهتر فراهم آید . از مجموعه‏ى روایاتى كه در این زمینه وارد شده، مى‏توان موارد زیر را به عنوان امدادهاى غیبى هنگام ظهور برشمرد: نصر الهى، فرشتگان و به‏ویژه امین وحى جبرئیل، شمشیرهاى ویژه، القاى ترس و رعب دردل دشمنان و هم‏چنین اسباب و علل طبیعى هم‏چون بادها و ابرها همان‏گونه كه در تسخیر پیامبران همانند حضرت سلیمان ( علیه السلام) بوده است .

امنیت اجتماعى

یكى از مهم‏ترین شاخصه‏هاى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) امنیت اجتماعى است . امنیتى كه بشریت در تمام دوران تاریخ خود مانند آن را ندیده است . او در جامعه‏ى عدالت‏بنیاد خود، همه‏ى معیارها و ضوابط غیرانسانى و نادرست را كنار مى‏زند و علل و عوامل دلهره، نگرانى و ترس را نابود كرده، بیم آفرینان و هراس‏انگیزان را از سر راه جامعه برخواهد داشت .

انتظار

«انتظار» به معنى چشم به راه بودن و درنگ كردن به امید پیشامدى خاص، است . به بیان دیگر انتظار، كیفیتى است روحى كه موجب به‏وجود آمدن حالت آمادگى است، براى آن‏چه انتظار دارند و ضد آن یاس و ناامیدى است و در اصطلاح مهدویت‏به چشم دوختن به ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام) و كسب آمادگى‏هاى لازم براى درك هرچه بهتر زمان ظهور ایشان است .
حضرت رسول اكرم ( صلى الله علیه و آله) و امامان معصوم، برانتظار آن روز موعود و لحظه شمارى در فرارسیدن حكومت‏حقه كه تنها به دست آن حضرت تشكیل مى‏گردد، تاكید فراوانى نموده و آن را از اصول اساسى دین‏دارى شمرده‏اند و پاداش‏هاى بزرگى براى منتظران بیان فرموده‏اند . از همین روى، علماى بزرگ، انتظار را یكى از وظایف مهم مردم در عصر غیبت دانسته‏اند و هم پیوسته مؤمنین را به مراعات این وظیفه‏ى خطیر، با كردار و گفتار وا مى‏داشتند .
در باب انتظار فرج و ارج و اهمیت آن، احادیث فراوانى از پیشوایان معصوم ( علیه السلام) روایت‏شده است . پیامبر گرامى اسلام ( صلى الله علیه و آله) فرموده است: برترین كارهاى امت من انتظار فرج از خداى عزوجل است .

انطاكیه

«انطاكیه‏» یكى از قدیمى‏ترین شهرهاى شام است كه به گفته‏ى بعضى در سى‏صد سال قبل از مسیح بناگردید . این شهر براى مسیحیان مانند مدینه براى مسلمانان است . آن‏جا پس از بیت المقدس، به عنوان دومین شهر مذهبى آن‏ها به حساب مى‏آید . به همین جهت در قرآن مجید از این شهر به خصوص، سخن به میان آمده است .
شاید ذكر انطاكیه در روایات مهدویت، به خاطر رابطه‏ى تنگاتنگى است كه بین حضرت مسیح ( علیه السلام) و حضرت مهدى (عج) در عصر ظهور ایجاد خواهد شد .
در روایات مربوط به حضرت مهدى (عج) از آن به عنوان سرزمینى یادشده كه حضرت مهدى (عج) پس از ظهور از غارى در آن سرزمین، تورات و انجیل را بیرون آورده، با یهود و نصارى با آن استدلال كرده و حقانیت‏خود را به اثبات خواهد رساند .

بقیة الله

واژه‏ى «بقیه‏» به معناى بازمانده و پاینده و آن‏چه كه از چیزى باقى گذاشته شود، است . تركیب «بقیة‏الله‏» در قرآن مجید و روایات خاندان عصمت و طهارت ( علیه السلام) آمده است . از آن‏جایى كه مهدى موعود (عج) آخرین پیشوا و بزرگ‏ترین رهبر انقلاب پس از قیام پیامبر اسلام ( صلى الله علیه و آله) است، یكى از روشن‏ترین مصادیق «بقیة‏الله‏» مى‏باشد و از همه به این لقب شایسته‏تر است . به خصوص كه تنها باقیمانده بعد از پیامبر ( علیه السلام) وامامان ( علیهم السلام) است . بنابراین یكى از القاب حضرت مهدى (عج) بقیة‏الله است كه خود آن حضرت هنگام آغاز ظهور، خود را با این لقب معرفى خواهد كرد . وتوصیه شده در عصر غیبت و ظهور، هنگام سلام به آن حضرت چنین گفته شود: «السلام علیك یا بقیة‏الله فى ارضه .»

توقیع

«توقیع‏» به معنى امضا كردن نامه و فرمان و نشان كردن برنامه و منشور مى‏باشد و نیز پاسخ‏هایى است كه بزرگان و دولت‏مردان، زیر سؤال‏ها و درخواست‏هاى كتبى كه از ایشان مى‏شده، مى‏نوشتند .
در كتاب‏هاى روایى، فقهى و تاریخى شیعه، توقیع به قسمتى از نوشته‏هاى ائمه‏ى اطهار ( علیهم السلام) اطلاق شده است و البته عمده‏ى آن‏ها چه از لحاظ مقدار و حجم و چه از نظر تعداد، توقیعاتى است كه از سوى قلب عالم امكان ولى‏عصر (عج) صادر گردیده است .
امروزه نیز، وقتى سخن از توقیع به میان مى‏آید، ذهن به توقعیات حضرت مهدى (عج) معطوف مى‏گردد . اگرچه از دیگر ائمه نیز نوشته‏هایى تحت عنوان توقیع در دست است . بنابراین توقیع، عبارت است از آن‏چه به صورت مكتوب از حضرت مهدى (عج) در دوران غیبت صغرى در جهت هدایت و رفع نیازهاى شیعه، توسط سفیران خاص و چهارگانه‏ى آن حضرت صادر شده است كه عمدتا به دست‏خط مبارك خود حضرت نوشته شده است . اگرچه امروز دست نوشته‏هاى حضرت به ما نرسیده، ولى متن اغلب توقعیات در كتاب‏هاى حدیثى قابل استفاده مى‏باشد .

حجت

«حجت‏» از نظر لغت‏به معناى برهان و دلیل كه باآن حریف را قانع یا دفع كنند، به كار مى‏رود . اگرچه همه‏ى ائمه ( علیهم السلام) حجت الهى به حساب مى‏آیند، ولى این واژه به عنوان یكى از القاب حضرت مهدى (عج) مورد استفاده قرار گرفته است . در اغلب روایات این لقب به صورت «الحجة من آل محمد» ( صلى الله علیه و آله) به كار رفته است .

حكیمه خاتون

دختر امام جواد ( علیه السلام) از محدثان و یكى از راویان حدیث ولادت حضرت مهدى (عج) است . علوم اسلام را از ائمه‏ى هدى كسب فیض نموده و از جمله زنانى است كه احادیثى به نقل از ایشان در كتاب‏هاى معتبر حدیثى نقل شده است .
او اخبار بسیارى را در مورد ازدواج امام حسن عسكرى ( علیه السلام) با نرجس خاتون، مادر حضرت مهدى (عج) و ولادت حجة‏ابن الحسن (عج) نقل كرده است .



ادامه مطلب



طبقه بندی: مهدویت ،
[ 1393/01/19 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

فواید خواندن دعای فرج حضرت برای خود شخص خواننده چیست؟
1) مایه ناراحتی شیطان لعین است.

۲) مایه استجابت دعا می شود.

۳) باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.

۴) باعث آمرزش گناهان می شود.

۵) شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.

۶) نشانه انتظار است.

۷) فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود.

8) باعث طولانی شدن عمر است.

۹) هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.

۱۰) باعث زیاد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.

۱۱) محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود.

۱۲) کردار بد او به کردار نیک مبدّل می شود.

۱۴) فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

15) در امان است از تشنگی روز قیامت.

۱۶) این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.

۱۷) باعث دوری غصّه ها می شود.

18) این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

19) در روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند.

۲۰) سبب کامل شدن دین است.

۲۱) ثواب کسی را دارد که زیر پرچم حضرت مهدی (ع) شهید شود.

۲۲) با ائمه اطهار(ع) محشور می شود.

۲۳) نائل شدن به بالاترین درجات شهدا در روز قیامت.

24) رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع) را دارد.

منبع:http://jahanseyr.mihanblog.com/post/280




طبقه بندی: مهدویت ،
[ 1393/01/18 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

برنامه دولت كریمه

«الذین ان مكناهم فى‏الارض اقامواالصلوة و اتواالزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن‏المنكر و لله عاقبة‏الامور» (1)
(اینها (یاران خدا) كسانى هستند كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز بر پا مى ‏دارند و زكات مى ‏پردازند، و امر به معروف و نهى از منكر مى ‏كنند و پایان همه كارها از آن خداست.)

دراین آیه، سخن از برنامه ‏هاى عملى یاوران خداست كه اگر در زمین قدرت پیدا كنند، اجراى احكام الهى را سرلوحه برنامه‏ هاى خود قرار مى ‏دهند و با بر پایى نماز به خودسازى مى ‏پردازند، و با پرداخت زكات مشكل اقتصادى جامعه را، حل مى ‏كنند و با امر به معروف و نهى از منكر از جامعه ‏اى سالم و خداپسند برخوردار مى ‏گردند.
در اینجا به بررسى آیه مى ‏پردازیم:
1. موقعیت آیه: قبل از این آیه، خداوند مطالبى درباره دفاع از مظلومان در برابر ظالمان و قدرت خود بر یارى آنها را بیان كرده، سپس در فایده دفاع مى ‏فرماید: اگر دفاع نباشد، عبادتگاههاء و مساجدى كه در آن یاد خدا مى‏شود، از بین مى‏رود و در پایان تاكید مى ‏كند كسانى كه خدا را یارى مى ‏كنند، خداوند نیز آنها را یارى مى ‏كند. چون او قوى و نفوذ ناپذیر است و هنگامى كه با یارى خداوند پیروز و حاكم زمین شوند، اجراى احكام الهى را سرلوحه برنامه خود قرار مى ‏دهند و دین الهى را حاكمیت مى ‏بخشند.
2. برنامه عملى یاوران خدا: اینها پس از پیروزى، همچون خودكامگان، غرور مستى و دنیاطلبى را شیوه خود نمى ‏كنند تا اینكه خود طاغوت جدیدى شوند; بلكه زندگى صالحانه توام با اصلاح خود و جامعه را به ارمغان مى ‏آورند و بدین طریق حكومت مورد رضایت ‏خداوند را فراهم مى ‏سازند. برنامه‏ هاى اصلى اینها در سه امر خلاصه مى ‏شود:
الف) بر پا داشتن نماز: اولین برنامه حكومت مورد پسند خداوند، حاكمیت توحید و ایجاد روح معنویت و تزكیه نفس است كه راه را براى كمال نفسانى انسان هموار مى‏كند. البته، مراد نمازى است كه به خاطر رعایت تمام شرایط ظاهرى و معنوى، انسان را از فحشا و منكرات باز دارد و مقبول حضرت حق، جل و علا، واقع شود. چنین نمازى اطاعت، خشیت و تقواى الهى را در همه شؤون زندگى فراهم مى ‏سازد و نتیجه آن كامیابى و رستگارى است.
چنانكه مى ‏فرماید:

«و من یطع‏الله و رسوله و یخش‏الله و یتقه، فاولئك هم‏الفائزون.» (2)

هركس خدا و رسولش را اطاعت كند و از خدا بترسد و پرهیزگارى پیشه كند; پس آنها رستگارانند.

ب) پرداخت زكات: پرداخت زكات از دو جنبه ارزشمند است:
1. همدلى و همراهى با مردم و زدودن فقر و اصلاح اقتصادى در جامعه;
2. زدودن حرص، بخل و مال پرستى از وجودنسانها و جایگزینى روح ایثار و همدردى; تا بخل در درون انسانهاست راه سعادت و رستگارى به روى آنها بسته است:

«و من یوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون‏». (3)

و هر كس جان خود را از بخل حفظ كند، او رستگار است.

بنابراین، پرداخت زكات هم وسیله‏اى براى رستگارى و كمال نفسانى است و هم عدالت اجتماعى را گسترش مى‏دهد. امام صادق، علیه‏السلام، مى‏فرماید:
«زكات براى این قرار داده شده تا ثروتمندان امتحان شوند، و كمكى براى فقرا باشد. اگر مردم زكات اموال خود را مى‏پرداختند، هیچ مسلمانى فقیر و محتاج نبود و مردم با این زكاتى كه خدا براى [استفاده] فقرا واجب كرده، بى‏نیاز مى‏شدند و مردم، فقیر، محتاج، گرسنه و عریان نمى‏شوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان... سوگند مى‏خورم به كسى كه مردم را خلق كرد و روزى را گسترش داد، هیچ مالى د رخشكى و دریا تلف نمى‏شود مگر به خاطر ترك زكات... و محبوبترین مردم به خدا كسى است كه در بخشندگى سخى ‏ترین مردم باشد، و سخى ترین مردم كسى است كه در آنچه كه خداوند از اموالش بر مؤمنان واجب كرده، بخل نورزد». (4)
در حكومت صالحان، زكات، هم به همان صورتى كه خداوند واجب كرده، پرداخت مى ‏شود، و هم به مصارف واقعى خودش مى ‏رسد; و در نتیجه هم نفس انسان پاك مى ‏شود و هم اقتصاد سالمى بر جامعه حكم فرما مى ‏گردد.
ج) امر به معروف و نهى از منكر: یكى دیگر از وظایف یاوران دین خدا در زمان حكومت‏خود ترویج تمام خوبیها و اوامر الهى در میان همه افراد است و تمام كوشش آنها زدودن بدیها و گناهان در جامعه است. در چنین حكومتى اسلام و مسلمین چنان عزیز و كفار و منافقان چنان ذلیل‏اند كه صالحان به خاطر اطاعت از فرمان خدا و ترك معصیت تمسخر نمى‏شوند و تعدى به حقوق دیگران و معصیت علنى خداوند، رخت‏برمى ‏بندد.
در چنین جامعه‏اى، هر انسانى خود را در برابر دیگران مسؤول مى‏بیند; بنابراین با بهترین وجه ممكن، بر اساس دستورهاى خداوند، در رشد و شكوفایى جامعه كوشش مى‏كند و مسلم است كه در چنین موقعیتى، جایى براى تسلط اشرار باقى نمى ‏ماند.
3. مصادیق آیه: هر حكومتى كه توحید و نفى شرك را اساس خود قرار دهد و در خودسازى و اجراى احكام دین و اصلاح جامعه كوشا باشد، این حكومت از مصادیق آیه محل بحث مى ‏شود. در بعضى روایات، اهل بیت، علیهم‏السلام، این آیه را با خود منطبق دانسته و گفته ‏اند: «نحن هم‏»; (5) ما همین گروه هستیم.
امام صادق، علیه‏السلام، در روایتى كه در ذیل آیه مزبور وارد شده مى ‏فرماید:

«فهذه لآل محمد الى آخرالآیة، والمهدى و اصحابه یملكهم‏الله مشارق‏الارض و مغاربها، و یظهرالدین و یمیت‏الله به و باصحابه‏البدع و الباطل كما امات‏الشقاة‏الحق، حتى لایرى این‏الظلم، و یامرون بالمعروف و ینهون عن‏المنكر». (6)

این آیه تا آخر آن درباره آل محمد و مهدى و اصحاب اوست كه مشرقها و مغربهاى زمین را تصاحب مى‏كند و دین پیروز مى‏شود. و خداوند به وسیله او و اصحابش، بدعتها و باطل را مى‏میراند، همانطور كه اشقیا، اهل باطل را از بین بردند، به گونه‏اى كه ظلم در هیچ جا دیده نمى‏شود، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.
بنابراین، مصداق كامل این آیه، در زمان ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، تحقق مى‏یابد. همانطور كه پیامبر اسلام، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نیز مى‏فرمایند:

«یفرج الله بالمهدى عن الامة بملا قلوب العباد عبادة و یسعهم عدله، به یمحق الكذب، و یذهب الزمان الكلب و یخرج ذل الرق من اعناقكم‏». (7)

خداوند به وسیله مهدى براى این امت گشایش ایجاد مى ‏كند، و دلهاى بندگان را از عبادت پر مى ‏كند، و عدلش را همه جا مى ‏گستراند و به وسیله او دروغ ریشه ‏كن مى ‏شود و دوران سخت ‏سپرى مى ‏شود، و ذلت‏ بندگى از گردنهاى شما خارج مى ‏شود.

یكى از برنامه ‏هاى مهم حكومت ‏حضرت مهدى، علیه‏السلام، فقرزدایى كامل از جامعه به وسیله اجراى عدالت، و زدودن حرص و طمع از دلهاى مردم است. در روایتى از اهل سنت این برنامه اینگونه تشریح شده است:
«بشارت باد بر شما، مهدى ! مردى از قریش كه از خاندان من است، در اختلاف و سستى مردم خروج مى ‏كند، پس از آن زمین را پر از قسط و عدل مى ‏كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده است. ساكنان زمین و آسمان از او راضى هستند، و ثروتها به صورت صحیح و مساوى تقسیم مى ‏شود. دلهاى امت محمد از بى‏نیازى پر مى ‏شود، و عدالتش چنان گسترده مى ‏شود كه آن حضرت منادى را مامور مى ‏كند كه ندا دهد: چه كسى به من نیاز دارد؟ اما غیر از یك نفر كه درخواست مال مى ‏كند هیچ كس به سراغ او نمى ‏آید. منادى به او مى ‏گوید: پرده خانه كعبه را بیاور تا از اموال به تو بدهم. آن شخص پرده خانه كعبه را مى ‏آورد، منادى مى ‏گوید: من فرستاده مهدى هستم تا مالى را به تو بدهم و سریع مال را به او مى‏دهد اما قدرت حمل آن را ندارد، بنابراین مقدارى از آن را كم مى ‏كند تا بتواند آن را حمل كند. پس از آن كه بیرون مى‏آید از كار خود پشیمان مى ‏شود و مى ‏گوید: من حریص ‏ترین امت محمد هستم. همه مردم براى گرفتن این مال دعوت شدند، اما غیر از من همگى آن را رها كردند، بنابراین، اموال را به منادى بر مى‏ گرداند، ولى منادى مى ‏گوید: ما چیزى را كه عطا كنیم پس نمى‏ گیریم...» (8)
آرى، در چنین دولت كریمه ‏اى، اسلام و مسلمین عزیز هستند، نفاق و اهل آن خوار و ذلیل‏اند، مردم به اطاعت‏ خداى متعال دعوت مى‏شوند، و كرامت و بزرگوارى در دنیا و آخرت نصیبشان مى ‏شود.
این حكومت، حكومتى است قرآنى و خداپسند كه ارزشهاى دینى بارور مى ‏شود، مشكلات زندگى فردى و اجتماعى از بین مى‏رود، انسان از پوچى نجات مى‏یابد و در یك كلمه انسان به هدف آفرینش رهبرى مى‏شود.

«اللهم انا نرغب الیك فى دولة كریمة، تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاة الى طاعتك، والقادة الى سبیلك و ترزقنا بها كرامة‏الدنیا و الآخرة‏». (9)

 

پی‌نوشتها:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1. سوره حج (22)، آیه 41.
2.سوره نور(24)، آیه 52.
3. سوره حشر(59)، آیه‏9; سوره تغابن (64)، آیه‏16.
4. الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل‏الشیعة، ج‏5، باب 1، از ابواب ما تجب فیه‏الزكاة، حدیث‏6، ص‏4.
5. العروسى، عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج‏3، ص‏506.
6. همان.
7. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏51، ص‏75.
8. المتقى‏الهندى، علاءالدین، كنزالعمال، ج‏14، صص‏262-261، حدیث‏38653.
9. بخشى از دعاى افتتاح.





طبقه بندی: مهدویت ،
[ 1393/01/10 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار