تبلیغات
یوسف گمگشته - مطالب متفرقه

یوسف گمگشته

عاشقان و منتظران حضرت قائم(عج)

پیام نوروزی مقام معظم رهبری

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

«یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار»؛ اى دگرگون‌كننده‌ى دل‌ها و دیدها! اى سامان‌دهنده‌ى به روز و شب! «یا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گرداننده‌ى سال‌ها و دل‌ها و حال‌ها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترین حال‌ها تبدیل فرما.

تبریك عرض می‌كنم عید سعید نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبیعت است - به همه‌ى هم‌میهنان عزیز كه در سراسر كشور پهناور عزیز ما زندگى می‌كنند، و هم‌چنین به همه‌ى ایرانیانى كه در هر نقطه‌اى از جهان هستند و چشم امید و انتظار به كشور عزیزشان دوخته‌اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‌گذشته‌اى كه براى هدف‌هاى عالى انقلاب و كشور فداكارى‌هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مایه گذاشتند و جوانان خود را تقدیم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانواده‌هاى عزیز شهیدان، به جانبازان و خانواده‌هاى فداكار آنها و به همه‌ى ایثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش می‌كنند و كار انجام میدهند. و درود و سلام می‌فرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسله‌جنبان این حركت عظیم مردمى و مایه‌ى پیشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ایران بوده‌اند.


ادامه مطلب



طبقه بندی: متفرقه،
[ 1393/01/4 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

اندکی غیرتم ارزوست ...
http://jelveh.charchoob.net/hejab/0/31b.jpg

وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیزخورده بود و موهام دیده می شد
 با لبخند گفتی: «موهات بیرونه ها خانومی!»
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم.
شرم آور بود.
شوهراشون چه بی خیال.

««اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری»»






طبقه بندی: متفرقه،
[ 1392/06/25 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

واقعه عجیب در عالم برزخ

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 علامه طباطبائى (سید محمّد حسین طباطبائى صاحب تفسیر المیزان ) نقل كرد كه : استاد ما عارف برجسته ((حاج میرزا على آقا قاضى )) مى گفت :

در نجف اشرف در نزدیكى منزل ما، مادر یكى از دخترهاى افندى ها (سنّى هاى دولت عثمانى ) فوت كرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجّه و گریه مى كرد، و جدا ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادرش آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامى كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد مى زد: من از مادرم جدا نمى شوم ، هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد، دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد، سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم در پهلوى بدن مادر در قبر بماند، ولى روى قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روى قبر را با تخته اى بپوشانند، و دریچه اى هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است ، دیدند تمام موهاى سرش سفید شده است .

پرسیدند چرا این طور شده اى ؟

در پاسخ گفت : شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم ، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و یك شخص محترمى هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب مى داد، سؤ ال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمّد بن عبداللّه (ص ) است .

تا اینكه پرسیدند: امام تو كیست ؟

آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت : لست لها بامام : ((من امام او نیستم )) (آن مرد محترم ، امام على (ع ) بود).

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوى آسمان زبانه مى كشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه مى بینید كه همه موهاى سرم سفید شده در آمدم .

مرحوم قاضى مى فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنّن بودند، تحت تاءثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیّع ، تطبیق مى كرد) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیّع ، اعتقاد پیدا كرد.

 

منبع: داستان دوستان جلد 5

تالیف : محمد محمدى اشتهاردى





طبقه بندی: متفرقه،
[ 1392/05/23 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

معرفی وبلاگ
[ 1392/02/22 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

دیدگاه مذاهب درباره صحابه چیست؟

دیدگاه مذاهب درباره صحابه چیست؟

 
دیدگاه مذاهب درباره صحابه چیست؟ آیا افراد منافق در میان آنان بوده‌اند‌؟
 
پاسخ:
واژه «صاحب» كه جمع آن «صحب»، «اصحاب»، «صحاب» و «صحابه» است، در معنای همدم، همراه، رفیق، یار و معاشر به كار می‌رود. این كلمه را درباره دو نفر به كار می‏برند كه زمان كمابیش درازی در كنار هم و به معاشرت با هم گذرانده باشند. به عبارت دیگر مصاحبت ملازم با طول زمان معاشرت است.[1]
چون مصاحبت میان دو تن است همواره كلمه «صاحب» به كلمة بعد از خود اضافه می‌شود؛ چنان‌كه در قرآن كریم آمده است: {یا صاحِبَیِ السِّجْنِ}؛ «ای یاران زندانی من» یا {أَصْحابُ مُوسى}؛ «یاران موسی» كه «صاحب» و «اصحاب»، به «السِّجْن» و «موسی» اضافه شده‌اند.
معاشران رسول خدا (ص) را «صاحب رسول خدا» یعنی هم‌صحبت رسول خدا یا «اصحاب رسول خدا»، یعنی یاران رسول خدا (ص) می‌خواندند و كلمه «صاحب» و «اصحاب» را به «رسول خدا» اضافه می‏كردند.
این اضافه همچنین در «اصحاب بیعة الشجرة»، یعنی یاران پیمان شجره و «اصحاب الصفة»، یعنی هم‌نشینان صُفه وجود دارد.
لفظ «صاحب» و «اصحاب» در زمان رسول خدا نام ویژه‌ای برای یاران او نبود. بلكه مسلمانان بعدها یاران پیامبر خدا  (ص) را «صحابی» و «اصحاب» نام نهادند. پس چنین نام‌گذاری از كارهای مسلمانان یا «اصطلاحات متشرعه» است و ارتباطی به نام‌گذاری اسلامی ندارد.


دیدگاه اهل سنت درباره صحابه
بنابر عقیده اهل سنت هر مسلمانی كه رسول ‏خدا (ص) را حتی یك‏ساعت دیده باشد صحابی آن حضرت شمرده می‏شود[2] و همه صحابه عادلند[3] و مسلمانان می‏توانند معارف و احكام دین را از آنان بگیرند و روایت آنان را بدون دغدغه بپذیرند؛ زیرا آنان دوران وحی و رسالت حضرت رسول را درك كرده و با تفسیر و تأویل قرآن كریم آشنا شده و از زبان رسول ‏خدا (ص) احكام خدا را فراگرفته‏ و سخنان او را حفظ كرده و به مُصاحبت و یاری پیامبر توفیق یافته‌اند و به همین دلیل خداوند در آیاتی از قرآن آنان را ستوده است.
بنابراین كسی حق ندارد به «تنقیص» صحابه بپردازد یا روایات آنان را رد كند.
دیدگاه شیعه درباره صحابه
 شیعیان می‏گویند مصاحبت و ملازمت با رسول ‏خدا (ص) افتخار بزرگی است[4] و بسیاری از صحابه آن حضرت برای برپایی حكومت اسلامی و گسترش اسلام بسیار كوشیدند و با ایثار جان و مال خویش هدف‌های بلند رسول ‏خدا را پی‏ گرفتند. قرآن كریم درباره این گروه كه از روزهای آغازین و سخت تاریخ اسلام پروانه‏وار گرد رسول‏خدا (ص) بودند، چنین می‌فرماید:
{وَ السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ} (توبه: 100)
پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و كسانی كه به نیكی از آنها پیروی كردند، خداوند از آنها خشنود گشت و آنها (نیز) از او خشنود شدند و باغ‏های بهشتی برای آنان آماده ساخته كه نهرها از پای درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و این است رستگاری و پیروزی بزرگ.
نیز در شأن آنان كه به عشق دین خدا خانه و كاشانه و زندگی و دارایی خویش را رها و همراه با رسول‏خدا مهاجرت كردند چنین می‏فرماید:
{لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ الَّذِینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً وَ یَنْصُرُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ اُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ} (حشر: 8)
[این اموال] برای مهاجران نیازمند است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند. درحالی‌كه فضل الهی و رضای او را می‏طلبند و خدا و پیامبرش را یاری می‏كنند و آنها راستگویانند.
آیات دیگری نیز مانند آیه 18 و 29 سوره فتح به ستایش و تعریف برخی از صحابه فداكار و مؤمن می‏پردازند.
 آنچه نظر شیعه را از دیدگاه اهل سنت جدا می‏سازد این نكته است كه درباره همه صحابه به‏ یك شیوه نمی‌توان قضاوت كرد و همه آنان را عادل و مؤمن واقعی شمرد و برای گرفتن معارف دین به همه آنان اعتماد كرد. صحابی بودن موجب نمی‏شود كه انسان چشم‏بسته به همه آنان اطمینان كند و احكام دین را از آنان بگیرد و لغزش‏ها و گناهان آنان را نبیند؛ زیرا شرافت صحابی بودن از شرافت همسری پیامبر بیشتر نیست بلكه همه همسران آن حضرت «صحابیه» نیز بوده‏اند.[5] قرآن كریم درباره همسران پیامبر می‏فرماید:
{یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللهِ یَسِیراً} (احزاب: 30)
ای همسران پیامبر! هركس از شما گناه آشكار و فاحشی مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این برای خدا آسان است.
شیعه می‏گوید داوری درباره صحابه بر پایه قرآن كریم و سنت و شهادت تاریخ باید استوار باشد؛ چنان‏كه برای روشن شدن هر موضوع دیگری باید به سراغ كتاب و سنت رفت.
گروهی از صحابه در قرآن
پیش از این شماری از آیات در فضیلت و عظمت جمعی از صحابه ذكر گردید اما از دیدگاه شیعه همه آیات قرآن كریم را در كنار یكدیگر باید دید تا گرفتار برداشت غلط نشد؛ برای نمونه اگر آیات ستایش صحابه در كنار آیاتی گذاشته شود كه گناهان و خطاهای آنان را بیان می‏كند فهمیده خواهد شد كه تمجیدها از آنِ همه صحابه نیست یا برخی از ستایش‌ها درباره عمل خوب مشخص شماری از صحابه است. بنابراین اگر كسی یك بار ستایش شده باشد چنین نیست كه خداوند به رغم انحراف‌ها و گناهان او همیشه از وی خشنود بوده است.
برخی از آیاتی كه به نظر شیعه در كنار دیگر آیات ستایش از صحابه باید در نظر آورده شود عبارت‌اند از:
الف) دو‌چهره‏ها
انسان‌های دوچهره‌ای در میان اصحاب پیامبر (ص) بودند كه به واقع به اسلام و پیامبر اكرم ایمان نداشتند اما به ظاهر از اصحاب شمرده می‏شدند:
{وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلى عَذابٍ عَظِیمٍ} (توبه: 101)
و از [میان] اعراب بادیه‌نشین كه اطراف شما هستند جمعی منافق‌اند؛ و از اهل مدینه [نیز] گروهی سخت به نفاق پای‌بندند. تو آنها را نمی‌شناسی ولی ما آنها را می‌شناسیم. به‌زودی آنها را دوبار مجازات می‌كنیم [مجازاتی در زمان حیات و مجازاتی به هنگام مرگ]. سپس به‌سوی مجازات بزرگی [در قیامت] فرستاده می‌شوند.
روشن است هنگامی كه رسول خدا (ص) منافقان را نمی‏شناخت مسلمانان نیز آنان را نمی‏شناختند و از صحابه راستین و واقعی به شمارشان می‏آوردند.
رسول خدا بر پایه روایتی كه از امیرالمؤمنین علی (ع)  «ام‌سلمه»، «عبدالله بن ‌عباس»، « ابوذر غفاری »، «انس بن ‌مالك» و «عمران بن ‌حصین» نقل شده است ملاك شناخت «مؤمن» را از «منافق»، دوستی «علی(ع) » دانست و فرمود: «علی را دوست نمی‏دارد مگر مؤمن [و] دشمن نمی‏شمارد مگر منافق». این حدیث در زمان پیغمبر خدا  (ص) شایع و زبانزد همه مردم بود.
« ابوذر غفاری » می‏گوید:
مَا كُنَّا نَعْرِفُ المنافقینَ اِلّا بِتَكْذیبهِمُ اللهَ وَ رَسولَه وَ التخلُّفِ عَنِ الصَّلواتِ وَ الْبُغضِ لِعَلیِّ بْنِ أبی‌طالب‌.[6]
ما منافقان را جز از راه تكذیبشان به خدا و پیغمبر و روی گرداندنشان از نماز و دشمنی‌شان با علی نمی‏شناختیم.
«ابوسعید خدری»[7] نیز گفته است: «ما گروه انصار منافقان را از راه دشمنی آنها با علی بن ابی‏طالب(ع)  می‏شناختیم».
«عبدالله بن‌عباس» هم گفته است: «ما در زمان پیغمبر خدا(ع) منافقان را بر اساس دشمنی‌شان با علی بن ابی‏طالب (ع)  می‏شناختیم».[8]
«جابر بن ‌عبدالله انصاری»[9] نیز گفته است: «ما منافقان را جز از راه دشمنی آنها با علی بن ابی‌طالب (ع)  نمی‏شناختیم».
 ب) بیماردلان
 این گروه از منافقان نیستند؛ اما قلوبشان بیمار و ایمانشان ضعیف است:
{وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً} (احزاب: 12)
و زمانی كه منافقان و بیماردلان می‏گفتند: خدا و پیامبرش جز وعده‏های دروغین به ما نداده‏اند.
 ج) فاسقان
 قرآن كریم تأكید می‏كند كه مؤمنان از پذیرش خبر انسان فاسق بپرهیزند و بدون تحقیق و بررسی سخن او را نپذیرند:
{یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ} (حجرات: 6)
ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق كنید مبادا به گروهی از روی آگاهی آسیب برسانید و از كرده خود پشیمان شوید.
مفسران شیعه و سنی گفته‏اند كه این آیه درباره «ولید بن‌عُقبه» نازل شده و او را فاسق خوانده است. همچنین قرآن كریم از وجود افراد فاسق و فاجری در میان صحابه خبر می‏دهد كه به همسر رسول خدا (ص) تهمت زدند: {إِنَّ الَّذِینَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ}؛ «به یقین كسانی كه آن تهمت عظیم را عنوان كردند گروهی [متشكّل و توطئه‌گر] از شما بودند». (نور: 11)[10]
بنابراین كسانی در میان صحابه و مسلمانان زمان پیامبر زندگی می‏كردند كه دوچهره، بیماردل و فاسق بودند. ازاین‌رو همه صحابه را نمی‌توان عادل و الگوی عملی خود دانست و مقصود آیات و روایاتی كه به ستایش صحابه می‏پردازد صحابه راستین و واقعی است.
گروهی از صحابه در حدیث
چنان‏كه احادیث فراوانی در توصیف جمعی از صحابه وارد شده احادیثی نیز در نكوهش و مذمت برخی از آنان وجود دارد كه «بخاری» آنها را در «كتاب فتن» گرد آورده است. برای نمونه پیامبر اكرم  (ص) فرمود:
یَرِدُ عَلَیّ الْحَوْضَ رِجالٌ مِنْ اَصْحابی فَیُجْلَوْنَ عَنْهُ فَاَقُولُ یا رِبِّ اَصْحابی فَیُقالُ اِنَّكَ لا عِلْمَ لَكَ بِما اَحْدَثُوا بَعْدَكَ... .[11]
گروهی از اصحاب من در كنار حوض بر من وارد می‏شوند ولی از آنجا كوچ داده می‏شوند. من می‏گویم: پروردگارا اصحاب من هستند! گفته می‏شود: تو نمی‏دانی كه آنان پس از تو چه كردند... .
گواهی تاریخ درباره برخی از صحابه
برخی از صحابه به گواهی تاریخ مرتكب گناه شدند و حتی حدود الهی بر آنان جاری شد كه به عنوان نمونه به سه مورد از كتاب «اسدالغابه» اشاره می‌شود:
الف) «وَلید بن ‌عُقبه»[12] فرمان‌دار كوفه شبی در خوردن شراب زیاده‌‏روی كرد و در مستی برای اقامه نماز صبح به مسجد رفت و نماز را چهار ركعت خواند. پس از نماز به مردم گفت: «آیا بیشتر بخوانم؟» پس از این رویداد و شهادت مردم ضد وی بر او حدّ زدند و خلیفه سوّم او را از فرمان‌داری كوفه عزل كرد.[13]
ب) «مُغیرة بن شُعبه» در زمان فرمان‌داری بصره زنا كرد و خلیفه دوم بر او حد جاری كرد و او را عزل نمود.[14]
ج) «قُدامة بن ‌مَظعون» كه به دلیل شرب خمر خلیفه دوم بر او حد جاری كرد.[15]
از سوی دیگر تاریخ به روشنی نشان می‏دهد كه مشاجرات، برخوردها و جنگ‏های فراوانی میان صحابه وجود داشته كه علت و ریشه آنها مسائل نفسانی، حسد و دشمنی بوده است[16] و گروهی در این جنگ‏ها كشته شده‏اند. بنابراین همه صحابه را به عدالت و تقوا نمی‌توان توصیف كرد.
شیعه به پیروی از قرآن كریم و سنت پیامبر (ص) و بر پایه گواهی تاریخ معتقد است انسان‏های بزرگ و بلندمرتبه‏ای در میان صحابه بودند كه از ایثار جان و مالشان دریغ نورزیدند و چنان مخلصانه به جنگ و جهاد می‏پرداختند و دشمن را به خاك می‏نشاندند كه یك ضربت شمشیرشان با عبادت جن و انس برابری می‏كرد. از سوی دیگر گروهی دوچهره، ضعیف‌الایمان و نیز افرادی فاسق در میان اصحاب بودند كه از مرتكب شدن محرمات پروا نداشتند. بنابراین همه صحابه را عادل و با تقوا نمی‌توان دانست و از همه آنان معارف و احكام دین را نمی‌توان گرفت. بلكه زندگی تك‌تك صحابه را باید بررسی كرد و از كسانی معارف و احكام دین را گرفت كه عدالت و وثاقتشان آشكار شده باشد. صحابه نیز مانند دیگران با معیار قرآنی «تقوا» سنجیده می‌شوند: {إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ}؛ «گرامی‌ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست». (حجرات: 13)
 
مراجعه شود: شكست اوهام، ص 205.


[1]. ر.ك: مفردات راغب و لسان العرب، واژه «صحب».
[2]. صحیح مسلم، شرح نووی، ج 1، ص 5. تعریف‌های دیگری نیز از صحابه وجود دارد. برای نمونه، ابن‌حجر در مقدمه الاصابه می‏گوید: «صحابی به كسی گفته می‏شود كه پیامبر۹ را در حال ایمان ملاقات كند و بر اسلام نیز بمیرد. برخی از افراد گفته‏اند كه در صدق صحابه، مصاحبت دراز لازم است؛ چنان‌كه مذهب بسیاری از فقها و اصولیان است».
[3] «اتفق اهل السنَّة علی ان الجمیع عدول...» صحیح مسلم، ج 1، صص 1 ـ 22.
[4]. صحابی از نظر شیعه به كسی گفته می‏شود كه معاشرت و ملازمت دراز داشته باشد و تا پایان عمر بر ایمان خود بماند؛ چنان‌كه لغویان تصریح كرده‏اند: «و لا یقال الا لمن كثر ملازمته» و «ان المصاحبة تقتضی طول صحبته». ر.ك: لسان العرب و مفردات راغب، ماده «صحب».
 [5]. معالم المدرستین، علامه عسكری، ج 1، ص 98.
[6]. مستدرك الصحیحین، ج 3، ص 129؛ كنزالعمال، ج 15، ص 91.
[7]. ابوسعید خدری، سعد بن‌ مالك بن ‌سنان خزرجی، جنگ خندق و جنگ‌های بعد از آن را درك كرد و در مدینه در سال 63 یا 65 یا 76ه‍‍.ق درگذشت. اصحاب صحاح 1170 حدیث از او روایت كرده‏اند. شرح حالش در اسدالغابة، ج 2، ص 289، التقریب، ج 1، ص 289، جوامع السیرة، ص 276 و حدیثش درباره منافقان در صحیح ترمذی، ج 13، ص 167 و حلیة الابرار، ج 6، ص 284، آمده است.
[8]. ابن‌عباس آیه {یُعْجِبُ الزُّرَّاع لِیَغِیظَ بِهِم الكُفَّارَ} را نزد ابن‌مسعود خواند و گفت این علی بن ابی‌طالب است. تاریخ بغداد، ج 2، ص 153.
[9]. جابر بن ‌عبدالله بن ‌عمرو انصاری سلمی. پدر و پسر هر دو صحابی بودند. در اسدالغابة، ج 1، صص 256 و 257؛ التقریب، ج 1، ص 122؛ جوامع السیرة، ص 284؛ تاریخ ذهبی، ج 2، ص 198 چنین آمده است: «ما منافقان این امت را جز به...» و در مجمع الزوائد، ج 9، ص 133، سخنش با این عبارت آغاز می‏شود: «ما گروه انصار، منافقان را جز از راه...».
[10]. روح المعانی، ج 1، ص 144.
 [11]. صحیح بخاری، ج 5، ص 192.
[12]. خداوند در آیه ششم حجرات او را فاسق می‌خواند: {یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمین}؛ «ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق كنید. مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از كرده خود پشیمان شوید».
[13]. اسدالغابه، ج 5، ذیل اسم ولید بن عقبه.
[14]. همان، ص 248، ذیل مغیرة بن‌ شعبه.
[15]. همان، ج 4، ص 198، ذیل قدامة بن‌ مظعون.
[16]. شرح مقاصد، سعدالدین تفتازانی، ج 5، ص 10.




طبقه بندی: متفرقه،
[ 1392/02/21 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار