تبلیغات
یوسف گمگشته - مطالب درباره امام حسین(ع)

یوسف گمگشته

عاشقان و منتظران حضرت قائم(عج)

ای زائری که مـی روی آهستـه تر بـرو
یک شب دلــــم بهانـهء کرببلا گرفــت
قلبم شکسـت و دور و بـرش را خدا گرفــت

پس پـا شدم بـه نیــت روضـه ، که ناگـهان
دیدم بهشت آمـد و دست مــــرا گرفت

ای زائری که مـی روی آهستـه تر بـرو
شوق "غـم حسین" مــرا هم فــرا گرفت،،،

التماس دعا.




طبقه بندی: درباره امام حسین(ع)، دلنوشته،
[ 1394/05/6 ] [ 02:21 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

شما چی ؟ جوابی دارید؟

روز قیامت از ما نمی پرسن وقتی سر امام حسین(ع) رو

می بریدن شما

کجا بودی !

نمی پرسن وقتی خانوم زینب (س)رو به اسارت می بردن

چه می کردی؟

اما ....

حتما به من و شما می گن : امام زمان(عج) غریب بود ، تنها

بود ، تو چیکارمی کردی؟!!

خدایی من که جوابی ندارم !

هیچ جوابی !!!

شما چی ؟

 جوابی دارید؟



منبع: کوله پشتی





طبقه بندی: درباره امام حسین(ع)، مهدویت ،
[ 1393/07/16 ] [ 12:16 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

ماجرای بوی سیب حرم امام حسین (ع) چیست؟؟

این سخنان را پدرم ساعتی پیش از شهادت به من گفت. چون به شهادت رسید، بوی آن سیب از قتلگاهش می آمد. در پی آن سیب بودند و اثری از آن دیده نشد، ولی بوی سیب، پس از حسین (ع) هم باقی ماند

ابن شهر آشوب( از علمای و محدثین بزرگ شیعه) نقل کرده است : ام سلمه گوید: پیامبر (ص) نزد من بود. جبرئیل نازل شد. آن دو با هم گفتگو می کردند که حسن بن علی (ع) در زد. رفتم تا در را باز کنم.دیدم حسین (ع) هم با اوست. هر دو وارد شدند. چون چشمشان به جدّشان پیامبر خدا افتاد، جبرئیل در نظرشان مانند دحیه کلبی )فردی خوش سیما از اهالی مدینه که از یاران رسول خدا(ص) بود ( آمد. دور او می چرخیدند. جبرئیل (ع) گفت: یا رسول الله ! دو کودک را نمی بینی که چه می کنند؟ فرمود: تو را همچون دحیه کلبی دیده اند. او زیاد سراغ این دو می آید و هرگاه می آید هدیه ای برایشان می آورد.

جبرئیل شروع کرد به اشاره کردن با دستش، مثل کسی که چیزی را می گیرد ناگهان در درستش یک سیب و به و انار بود. آنها را به امام حسن (ع) داد، همان گونه با دستش اشاره کرد و به حسین (ع) هم داد. هر دو خوشحال و خندان شدند و نزد جدّشان شتافتند.

پیامبر(ص) سیب و انار و به را گرفت و بویید، سپس آنها را همان طور به هر یک آن دو داد و فرمود: با آنچه دارید نزد مادرتان بروید و اگر ابتدا پیش پدرتان بروید، بهتر است. آن دو طبق دستور پیامبر خدا رفتند و چیزی از آنها را نخوردند، تا پیامبر نزدشان برود، سیب و میوه های دیگر به همان حال بود. فرمود: یا علی! چرا از میوه نخوردی و به همسر و فرزندانت ندادی و ماجرا را فرمود. پس پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) از آن خوردند و به ام سلمه هم دادند. انار و به و سیب به همان حال باقی بود و هر چه از آن خورده می شد باز به حالت اول برمی گشت، تا اینکه رسول خدا(ع) از دنیا رفت.

امام حسین (ع) می فرماید : در دوران حضرت فاطمه (س) هم تغییر و کاهشی در آنها پیش نیامد. چون فاطمه (س) به شهادت رسید ، انار را از دست دادیم و سیب و به در دوران پدرم باقی بود. چون امیرالمؤمنین (ع) شهید شد، بِه هم ناپدید شد و سیب به همان حالت نزد امام حسن (ع)باقی بود؛ تا آنکه مسموم و شهید شد. سیب باقی بود تا وقتی که در محاصره و بی آبی قرار گرفتم. هر گاه تشنه می شدم، آن را که می بوییدم، شدت عطشم فرو می نشست. چون تشنگی ام افزون شد، بر آن دندان زدم و دیگر یقین به مرگ داشتم.





طبقه بندی: درباره امام حسین(ع)،
[ 1392/09/9 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین(ع)

اما چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است؟

در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشاد» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام  علیه السّلام  آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین  علیهم السّلام (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین علیه السّلام نزدیک ترین محل  است.»
در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد علیه السّلام (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین  علیه السّلام  از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس علیه السّلام رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین  علیه السّلام فرزندش علی اکبر علیه السّلام  است؛ امام صادق علیه السّلام در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین  علیه السّلام  را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.

بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.
 




طبقه بندی: درباره امام حسین(ع)،
[ 1391/09/20 ] [ 08:55 ق.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ سربزنید() ]

ارزش ریختن اشک برای أبا عبدالله الحسین (ع)
بخشی از صحبت حضرت آیت الله شیخ «حسین وحید خراسانی» از مراجع عظام تقلید پیرامون عزای اباعبدالله علیه السلام و اشک ریختن به دین شرح است: علامه مجلسی، نقل می کند ما و بعضی از بزرگان: ما مجاور مشهد امام هشتم بودیم.

روز عاشورا جمعی از ما جمع شدند. یک نفر به مقتل خواندن شروع کرد. خوب گوش دهید. این لاطائلات را از میان عوام بردارید - رسید به این روایت که سندش صحیح است. این روایت را درآن مقتل خواند که اگر چشمی بر سید الشهداء به قدر بال مگسی تر بشود، تمام گناهانش آمرزیده می شود ولو کانت مثل زبد البحر.
یکی از حضار که ادعای علم می کرد،ولی جاهل مرکب بود،این حدیث را انکار کرد و گفت: این روایت با عقل جمع نمی شود. اهل مجلس که از علما بودند، با او مذاکره کردند، قانع نشد. بعد مجلس به هم خورد.

بعد که مجلس به هم خورد، همان منکر، این نقل مجلسی است، شب رفت در خانه اش، خوابش برد، بعد که خواب رفت، دید محشر به پاست، همان غوغایی که در آیات و در روایات است. عطش عطشا شدیدا. در نهایت عطش گرفتار شد، بعد نگاه کرد دید حوضی است که نه اولش پیداست و نه آخرش.
متوجه شد که این حوض، حوض کوثر است. از عطش پناه برد به حوض، دید سه نفر ایستاده اند: هر سه سیاه پوش، دو تا مرد، یک زن. پرسید اینها کیانند؟ به او گفتند: آن یکی پیغمبر خاتم است، آن سیاه پوش دوم امیرالمؤمنین است، آن زن سیاه پوش فاطمه زهر(س) است.
پرسید: چرا سیاه پوش اند؟ این جور حجت تمام می شود.

گفتند: مگر خبر نداری عاشورای حسین است. آمد خودش را رساند، درخواست کرد از بی بی عالم که یک جرعه از این آب به من بده. حضرت زهرا(س) به او نگاهی کرد، فرمود: تو همانی که منکر اجر گریه کنندگان بر مصیبت مهجه قلب منی؟ مجلسی فرمود: این مرد از خواب سراسیمه بیدار شد، دوان دوان آمد، آن جمع را پیدا کرد، گفت استغفار کنید، خدا مرا بیامرزد. [بحار جلد 44 ص 294]
منبع، شیعه آنلاین





طبقه بندی: درباره امام حسین(ع)،
[ 1391/08/30 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ یاحسین(ع)() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار