تبلیغات
یوسف گمگشته - مطالب راز و نیاز

یوسف گمگشته

عاشقان و منتظران حضرت قائم(عج)

گفتم :لااله الاالله
گفت :چیه سرتو بالا نمیاری مثلا زمینو خیره نگاه میکنی که چی؟
گفتم :استغفرالله
گفت:اسم و فامیلیتو داری میگی ؟
گفتم :لااله الاالله
گفت:حتما اینم آدرس ایمیلته ؟
گفتم:الله اکبر
گفت:اذان نشده که داری اذان میگی ؟
قدمهامو تندتر برداشتم تا صدای کریهشو نشنوم
گامهاشو بلندتر برداشت و گفت:هه فکر کردی نوبری؟
مثل تو هزارتاش لب خیابونا وایستاده ...مثل تو نه بهتر از تو
بعد اومدی برا ما فیلم بازی میکنی که چی ؟؟؟
توی اون کوچه خلوت نمیدونیستم باید چکار کنم
داشتم از بغض خفه میشدم از یه طرف هم از ترس ...
دیگه استرس به زانوهام منتقل شده بود نمیتونستم راه برم
همش سایه سنگینشو پشت سرم جس میکردم
اگه چاقویی چیزی داشته باشه اگه ....
یهو اواسط کوچه درب یکی از خونه ها بازشد
پیرزن تنومندی اومد بیرون و گفت :عزیزم با من کاری داشتی
من که ها وواج نیگاهش میکردم گفتم حاج خانوم میتونم بیام تو
یه لیوان آب بخورم ...گفت:وای جل الخالق دقیقا مثل خواب دیشب
توی خواب داشتم پسر شهیدمو بدرقه میکردم که یهو زنگ درب خوردو
یه دختر بچه پشت درب بود که ازم آب میخواست الانم که تو زنگ زدی...
منکه مثل بچه ها داشتم هق هق میزدم هاج وواج نگاهش
 




طبقه بندی: راز و نیاز،
[ 1393/08/25 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

اى مهربان خداى

اى مهربان خداى
گم گشتهام تو بودى و کردم چو دیده باز
دیدم به آسمان و زمین و به بام و در
تابنده نور توست
هر جا ظهور توست
دیدم به هیچ نقطه تهى نیست جاى تو
خوش م ىدرخشد از همه سو جلو ههاى تو





طبقه بندی: راز و نیاز،
[ 1393/01/4 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

غریب علیه السلام!!!
بسم رب الحسین(ع)

 

فراموش کنید هر آنچه تاکنون از کربلا و کربلائیان برایتان روایت شده است حالا راوی فقط چشم ها و

 

گوشهایتان است.فقط با کاروان خدا وارد کربلا شوید و بشنوید صدای زنگ قافله را که برای زمین و آسمان

 

روضه می خواند. ببینید چگونه آسمان براین تکه زمین حسادت میکند.

 

امشب باید ببینید که چگونه حضرت غریب ، از میان انگشتانش فردا را نشان می دهد ، باید ببینید که چگونه

 

روشنایی ها خاموش می شود ، تا هیچکس شرم رفتن نداشته باشد…حالا نمی بینید…پس بشنوید صدای ترس

 

پاهایی را که از رستگار شدن میگریزند ، بشمارید صدای این پاها را تا بدانید که چگونه قرار است ، سپاه کمِ

 

غریب کمتر و غریب غریب تر شود ، تا فقط همان هفتاد و دو تن بماند.

 

حالا همان فرداییست که غریب از میان انگشتانش نشان داده بود ، چشمهایتان را بازتر و

 

گوشهایتان را تیزتر کنید ، قرار است چیزهایی ببینید و بشنوید که هر کس نمی بیند و نمی شنود…

 

آن مرد که آنجا ایستاده است و طفل شش ماهه ای بر روی دستانش دارد ، همان غریب است.

 

این صدای گریه ای که می شنوید ، از حنجره ی خشک همان شش ماهه به گوش می رسد .

 

صدای گریه ی دوم که سخت تر از آن طفل می گرید ، از تیر سه شعبه ای بلند شده است

 

که ماموریت یافته تا کودک را آرام کند.

 

سه شعبه رها می شود….سه شعبه دلش به رحم می آید و سخت می گرید…

 

سه شعبه برسفیدی گلوی طفل شش ماهه بوسه می زند…شش ماه دیگر نمی گرید!!!

 

این صدای گریه ای که دیگرنمی شنوید ، از حنجره ی بوسه خورده ی شش ماهه بلند است.

 

جدال مردانه ی شش ماهه ی غریب با سه شعبه تمام شد.

 

جدال مردانه ی دیگری در راه است…این چهره ی دلربا را که میبینید ، این چهره ای که ازهر کسی

 

به پیامبر شبیه تر است…چهره ی پسر بزرگتر غریب است ، تا می توانید چهره ی زیبا و اذان دلنشینش را

 

بشنوید…چون قرار است…….نه…بهتر است گفته نشود ، شما هم بهتر است

 

چشم ها و گوش هایتان را ببندید………………………………..تمام شد.

 

فقط یک سوال…چرا آن پسر که بزرگتر و بر روی اسب رفته بود ،

 

حالا در میان عبای غریب و کوچکتر باز گشته است؟!

 

صدای اذان پاره پاره به گوش میرسد…الله…علی …اکبر !

 

حالا یک سر تا کنار فرات بروید…خبری نیست فقط…

 

چند تیر که ازچله ی کمان رها شده اند ، شرمنده ی روی مشک شده اند…

 

یک مشک که از بوسه گه تیرها اشک می ریزد ، شرمنده ی روی سقا شده است…

 

یک سقا که دست ندارد ، شرمنده ی روی اهل حرم شده است!

 

فرات برای چه موج می زند؟!!

 

باز گردید به میدان نبرد…مردی که فریاد الآن انکسر ظهری سر داده است ، همان غریب است.

 

مردی که مردانه جنگیده است و حال با یک نامرد در گودال تنها مانده است ، همان غریب است.

 

آن خنجری که نمی برید ، خنجر ابراهیم بود ، آن خنجری که می برد و از قفا بوسه می زند

 

خنجر همین نامرد است. نامرد نمی گرید اما خنجرسخت می گرید.

 

راستی آن زن که تمام اینها را از بالای گودال می بیند ، خواهر غریب است.

 

فقط چند چیز دیگر ببینید و بشنوید و تمام…

 

ببینید بوسه هایی که سم اسبان بر تن های ، تنهای خفته در این دشت می زنند.

 

ببینید آن نیزه را…آن سری که بر روی نیزه گل کرده است ، سرهمان غریب است

 

فقط همان نیزه نیست ، تمام نیزه ها گل کرده اند.

 

که می گوید که نی گل نمی کند؟! پس این گلستان از چیست ؟! اینجا نی که هیچ ، نیزه ها هم گل می کنند!!

 

جنگ غریب در کربلا تمام شد اما جنگ خواهرش در شام شروع شده است.

 

لازم نیست به دنبال این صداها تا شام بروید…چیزی نیست ، اهل بیت غریب را به اسیری برده اند

 

این صدای خنده ها و ناسزاهاییست ، که چون تیر بر قلب اسیران بوسه می زند.

 

اما این تیرها مثل آن یکی ها شرم ندارند.

 

و این یکی صدای تازیانه ایست ، که از همان بوسه ها برتن اسیران می زند ، عجب بوسه بارانیست!!!

 

 

 

تمام گریه ها از نامه ی غریب شروع شده بود…

 

غریب نامه می نوشت…نمی گریست…الی الحبیب……

 

حبیب نامه میخواند…سخت میگریست…من الغریب……

وبلاگ تنهای اول هیچ کس همراه نیست ، از وبلاگ های شهرستان لارستان





طبقه بندی: راز و نیاز، دلنوشته،
[ 1392/08/28 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

آیا برای میهمانی خدا آماده ایم

1- رمضان و افزایش حسنات

 پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

2- روزه ماه شعبان

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرین متتابعین؛

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏كند.

(وسائل الشیعه، ج7، ص 375، ح 22)

3- روزه خوارى

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه؛

هر كس یك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا مى شود

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9)

4- رمضان ماه خدا

امام على (علیه السلام) فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 266، ح 23)

5- رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار، ج 93، ص 342)

6- فضیلت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

ان ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیلة منه؛

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 344)

7- اهمیت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنة؛

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 346)

8- قرآن و ماه رمضان

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

من قرا فى شهر رمضان ایة من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غیره من الشهور؛

هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج 93، ص 346)

9- شب سرنوشت ‏ساز

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الى السنة؛

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8)

10- برترى شب قدر

از امام صادق علیه السلام سوال شد:

كیف تكون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر؛

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نیك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2)

11- تقدیر اعمال

امام صادق علیه السلام فرمود:

التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین؛

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست‏ و سوم.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 259)

12- احیاء شب قدر

فضیل بن یسار گوید:

كان ابو جعفر (علیه السلام) اذا كان لیلة احدى و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فى الدعا حتى یزول اللیل فاذا زال اللیل صلى؛

امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یكم و بیست‏ و سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آید و آنگاه كه شب به پایان مى‏رسید نماز صبح را مى‏خواند.

(وسائل الشیعه، ج 7، ص 260، ح 4)

13- زكات فطره

امام صادق علیه السلام فرمود:

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة؛

تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) كمال نماز است.

(وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5)

14- بهار قرآن

امام محمد باقر علیه السلام:

لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛

هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.

(اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 9 و 10)





طبقه بندی: راز و نیاز، حدیث،
[ 1392/05/7 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ دیدگاه() ]

دعوت به نماز
 اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت رحمة الله علیه

1.نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با هم؟ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

 

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

 

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

 

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

 

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

 

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

 

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

 

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

 

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

 

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

 

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

 جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

 

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

 

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

 

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

 جواب: با قرائت آی? آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

 

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

 جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]


ادامه مطلب



طبقه بندی: نماز، راز و نیاز، قرآن و دین، آیت الله بهجت(ره)، خدای رحمان،
[ 1392/01/30 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ سرباز امام زمان(عج) ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار